سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

داستان های ترسناک چندخطــی مفهمومی
#51
ترس جز جدا ناپذیر وجود انسان هاس ..
در تمام دوره ها فیلم های وحشت ناک باعث ایجاد رعب و وحشت در افراد میشوند..حالا میخواهیم ببینم که ایا این داستان های ترسناک نیز باعث ایجاد ترس در افراد میشوند...
پس با ما همراه باشید تا وحشت را در شما بر شعله ور کنیم..
[تصویر:  %DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B5%DB%...%DB%B0.jpg]
داستان شماره یک:زنم دیشب منو از خواب بیدار کرد و گفت زود پاشوو دزد اومده تو خونه...ولی من فراموشی نگرفتم درست یادمه یه دزد دوسال پیش وارد خونمون شد و زنم رو کشت...
_________________
داستان شماره دو:با صدای بیسیمی که از اتاق دخترم میومد بیدار شدم دیدم همسرم داره براش لالایی میخونه..
روی تخت تکون خوردم و جابه جا شدم و دستم به همسرم خورد..
_____________________
داستان شماره سه:من همیشه فک میکردم گربه من مشکلی داره که به من زل میزنه..ولی بعدا متوجه شدم داره به پشت سر من زل میزنه...
____________________
داستان شماره چهار:امروز به پدرم گفتم پدر امروز خدمتکارمون بهم گفت که خونمون جن داره ما باید از اینجا بریم..پدرم بهم گفت:پسرم ما اصلا خدمتکار نداریم..
تا اینکه از اتاق پدرم اومدم بیرون و چشم خورد به یه قاب عکس ..من پدرمو دوسال پیش از دست داده بودم..
____________________
داستان شماره پنج(من خودم عاشق اینم):ساعت ۱۱ بود داشتم تو رخت خواب برای خواب اماده میشدم یهو مادرم از تو اشپزخونه داد زد :کمککک کمککک..
من سریع از اتاق خارج شدم داشتم از تو راه پله میرفتم پایین که ماردم دستمو گرفت :منم شنیدم عزیزم ..
حالا من باید کدومو باور کنم.
_____________________________
 حالا اگه دوست داشتید ادامه داستان ها رو هم میزارم واستون....امید وارم دوس داشته باشید ...
(*اگه وقت کردید تو قسمت معمایی یه سری به داستان قاتل مرموز بزنید جالبه خوشتون میاد*)
 ...Moriarty: No one ever gets to me

[تصویر:  e07f395f0749cf6c7ac74698e647b55d.gif]
پاسخ
#52
واز فان
اینو داشته باش: رفتم تو اتاق پسرم دیدم رو تخت داره میلرزه گفتم چی شده گفت یه هیولا زیر تخته...
خم شدمو ملافرو کنار زدم دیدم پسرم زیر تخت داره میترسه و بهم گفت  32 بابا یه هیولا بالای تخته.
resim
پاسخ
#53
(2020/05/05، 10:58 PM)Cripher نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. واز فان
اینو داشته باش: رفتم تو اتاق پسرم دیدم رو تخت داره میلرزه گفتم چی شده گفت یه هیولا زیر تخته...
خم شدمو ملافرو کنار زدم دیدم پسرم زیر تخت داره میترسه و بهم گفت  32 بابا یه هیولا بالای تخته.

ولی هنوزم ترسناک ترین داستانی که شنیدم همون شماره پنجه خودت یکم بهش فک کن
 ...Moriarty: No one ever gets to me

[تصویر:  e07f395f0749cf6c7ac74698e647b55d.gif]
پاسخ
#54
این دیگه چه وضعشه این طوری من دیگه نمی تونم تحمل کنم 22 22 22

                                                                  من زنده ام!!!!!!!!!!!
پاسخ
#55
(2020/05/06، 01:30 PM)جیمز موریارتی نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. این دیگه چه وضعشه این طوری من دیگه نمی تونم تحمل کنم 22 22 22

4
حالا میخواستم فردا شب سری دومشو بزارم
 ...Moriarty: No one ever gets to me

[تصویر:  e07f395f0749cf6c7ac74698e647b55d.gif]
پاسخ
#56
زیاد ترسناک نبود،جای پیشرفت داشت.
19
پاسخ
#57
هه
همه اینا روح هم اتاقی منو یادم انداخت.البته دیگه ترس مرس جزوی از کارمون نیس.شبا وقتی من می خوام بخوابم در کمدم صدا میده تق تق تق تق تق
بعد که دید اثر نکرد میره رو شوفاژ انگشت میزنه که صداش بیشتره.بعد میاد میشینه رو مبل نزدیک تختم منونگاه میکنه
منم هر شب بهش میگم: کره خر!بذا بخوابم فردا امتحان دارم اگر خواب آلو بودم و تقصیر تو بود بیچارت میکنم.
بعد اونم خفه خون حلا بعضی میگیره بعضا نه.

البته اینم لازم به ذکره بعضا وقت می خوام لطف میکنه پشتمو هم می خارونه 24
...خلاصه هم اتاقیم ی روحه 4
resim
پاسخ
#58
کل بدنم رو ترس برداش
[تصویر:  20220531_203542_84on.png]
پاسخ
#59
(2017/05/21، 11:33 AM)~~ƧЄƬƛƦЄ~~ نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. ۱*احساس کردم مادرم منو از آشپزخونه که طبقه پایین هست،صدا زد.درِ اتاقمو باز کردم که همون موقع در اتاق بغلی هم باز شدو مادرم بیرون اومدوبهم گفت:عزیزم منو صدا کردی؟...


۲*یه گربه خریده بودم که فقط بهم نگاه میکرد.امروز فهمیدم تمام مدت به پشت سرم ذل میزد...


۳*ساعت۱۲:۰۷شب یه زن با خنجر سینمو شکافت...یهو از خواب بیدار شدم...چشمم به ساعت افتاد...ساعت۱۲:۰۶شب بود...همون موقع در کمد دیواریم آهسته باز شد...


۴*یه مسئله ریاضی بدجور اعصابمو به هم ریخت.رفتم پیش بابام تاشاید اون بتونه حلش کنه.در اتاقشو زدم.گفت:بیاتو...رفتم داخل و درو پشت سرم بستم...دستم رو دستگیره در بود که یادم افتاد بابام ۶روزه رفته ماموریت و هنوز نیومده...


۵*با صدای چند ضربه به شیشه از خواب بیدار شدم،اول فکر کردم صدا از پنجره میاد،تا اینکه صدا رو از آیینه شنیدم...



۶*زنم که کنارم روی تخت خابیده بود ازم پرسید که چرا اینقدر سنگین نفس میکشم؟من سنگین نفس نمیکشیدم...



۷*با صدای بیسیمی که تو اتاق بچم هست بیدار شدم و شنیدم زنم داره براش لالایی میخونه،روی تخت جابه جا شدم و دستم خورد به زنم که کنارم خوابیده بود...


۸*هیچ چیز مثل خنده یه نوزاد زیبا نیست مگر اینکه ساعت ۱شب باشه و خونه تنها باشی...



۹*بچم رو بغل کردم و توی تختش گذاشتم که بهم گفت:بابایی زیر تخت رو نگاه کن هیولا نباشه منم واسه اینکه آرومش کنم زیرتخت رو نگاه کردم.زیر تخت بچمو دیدم که بهم گفت:بابایی یکی رو تخت منه..


۱۰*یک عکس از خودم که روی تختم خوابیدم تو گوشیم بود.من تنها زندگی میکنم...




۱۱*چراغ اتاقش روشنه اما من الان از سر خاکش برگشتم...



۱۲*در تمام زمانی که توی این خونه زندگی کردم حاضرم قسم بخورم بیشتر از درهایی که باز کردم،بستم...




۱۳*خوابیده بودم...ناگهان حرارت دستی رو به دور گردنم احساس کردم....به اطراف نگاه کردم؛کسی در آن نزدیکی نبود...






۱۴*اه اذیت نکن رضا،غلغلکم میاد،اینو به برادرم گفتم که نصفه شبی داشت پامو غلغلک میداد،وقتی دیم دست برادرم نیست پاشدم که بزنمش،ولی هیچکس تو اتاق نبود...




۱۵*آخرین انسان روی زمین تنها در اتاقش نشسته بودکه ناگهان در زدند؟!!...





-جالب اینجاست این داستانا بعضیاشون حقیقت دارن =)
چطور دانشون کنم کلشونو

(2020/05/05، 09:03 PM)Baker221B نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. ترس جز جدا ناپذیر وجود انسان هاس ..
در تمام دوره ها فیلم های وحشت ناک باعث ایجاد رعب و وحشت در افراد میشوند..حالا میخواهیم ببینم که ایا این داستان های ترسناک نیز باعث ایجاد ترس در افراد میشوند...
پس با ما همراه باشید تا وحشت را در شما بر شعله ور کنیم..
[تصویر:  %DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B5%DB%...%DB%B0.jpg]
داستان شماره یک:زنم دیشب منو از خواب بیدار کرد و گفت زود پاشوو دزد اومده تو خونه...ولی من فراموشی نگرفتم درست یادمه یه دزد دوسال پیش وارد خونمون شد و زنم رو کشت...
_________________
داستان شماره دو:با صدای بیسیمی که از اتاق دخترم میومد بیدار شدم دیدم همسرم داره براش لالایی میخونه..
روی تخت تکون خوردم و جابه جا شدم و دستم به همسرم خورد..
_____________________
داستان شماره سه:من همیشه فک میکردم گربه من مشکلی داره که به من زل میزنه..ولی بعدا متوجه شدم داره به پشت سر من زل میزنه...
____________________
داستان شماره چهار:امروز به پدرم گفتم پدر امروز خدمتکارمون بهم گفت که خونمون جن داره ما باید از اینجا بریم..پدرم بهم گفت:پسرم ما اصلا خدمتکار نداریم..
تا اینکه از اتاق پدرم اومدم بیرون و چشم خورد به یه قاب عکس ..من پدرمو دوسال پیش از دست داده بودم..عالی 8
____________________
داستان شماره پنج(من خودم عاشق اینم):ساعت ۱۱ بود داشتم تو رخت خواب برای خواب اماده میشدم یهو مادرم از تو اشپزخونه داد زد :کمککک کمککک..
من سریع از اتاق خارج شدم داشتم از تو راه پله میرفتم پایین که ماردم دستمو گرفت :منم شنیدم عزیزم ..
حالا من باید کدومو باور کنم. عالی 8
_____________________________
 حالا اگه دوست داشتید ادامه داستان ها رو هم میزارم واستون....امید وارم دوس داشته باشید ...
(*اگه وقت کردید تو قسمت معمایی یه سری به داستان قاتل مرموز بزنید جالبه خوشتون میاد*)
دوتای اخر عشقن 29 19 12

یک راهنمایی براتون دارم
یکی از نام های خدا یا ائمه رو بذاریدتو خونه تون بعد قشنگ احساس تنهایی میکنید
24 24 24 115 111 12


19 بیاین یکم دیوانگی را امتحان کنیم 19 19باتشکر لرد جوکر
پاسخ
#60
واسه منم پیش اومده بود  22
با اینکه به بوفه اتاقم یه آیت الکرسی چسبوندم دوبار صدای تق تق ازش شنیدم یا بعضی وقتا از داخل سقف صدا میاد انگار یه غول داره اونجا راه میره
جدیدا هم نصفه شب هدفون توی گوشمه دارم کلیپ میبینم که صدای پچ پچ می‌شنوم وقتی هم درش میارم صدا قطع میشه 
(وقتی هم تنهام بدون هیچ دلیلی حس میکنم یکی دیگه توی خونه زیر نظرم داره)
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد