سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

نظرسنجی: به نظر شما زندگى گودمن چه تغييرى ميكند؟
صاحب ميوه فروشى ميشود
بيمارى اى سعب العلاج ميگيرد
با رييس جمهور ديدار ميكند
ميفهمد كه يك خواهر مخفى داشته
[نمایش نتایج]
 
توضیح: این یک نظرسنجی عمومی‌است. کاربران می‌توانند گزینه‌ی انتخابی شما را مشاهده کنند.
ملاقات با دكتر كرانفورد
#1
Brick 
من دنيل گودمن هستم پسرى كه در لندن به دنيا آمد و در پنج سالگى پدر و مادرش را از دست داد و زير دست پدربزرگ بدجنسش بزرگ شد ، تا هجده سالگى با پدربزرگ خبيثش زندگى كرد و بعد از آن مجبور شد براى كار به ميوه فروشى اى برود و شب ها هم همان جا بماند. زندگى اى يكنواخت و دور از اميد ، اما زندگى من يك جا تغيير كرد :
يك روز گرم و آفتابى مانند بقيه ى روز ها جلوى در ميوه فروشى نشسته بودم و به مردم كه از جلوى من رد ميشدند نگاه ميكردم . به لباس هايشان به كفش هايشان به خانواده هايشان... من هيچ چيزى براى از دست دادن نداشتم و همچنين هيچ علاقه اى براى ادامه ى زندگى...تنها چيزى كه مرا اميدوار به زندگى ميكرد علاقه ى شديد من به علم پزشكى بود با اندك پولى كه داشتم ميرفتم و كتاب هاى دست سوم و قديمى پزشكى را ميخريدم و با اشتياق ميخواندم ، بدن انسان براى من بسيار جذاب بود ، سلول ها، ژنتيك،...
دلم ميخواست به دانشگاه بروم و مانند بقيه ى جوان ها به درس و تحصيل بپردازم اما آه در بساط نداشتم و صاحب ميوه فروشى هم اجازه نميداد ،  كاش زندگى اينقدر بى رحم نبود...
ادامه دارد...
كارآگاه مشاور شرلوك هولمز هستم ! در خدمتم !

پاسخ
#2
ببین به نظر من میشه یه پزشک
پاسخ
#3
داستان جالبی باید باشه ....به نظرم کاشوی به یه نقطه هیجان انگیز میرسوندیش و بعد می نوشتی "ادامه دارد" اونجوری آدم بیشتر تو کف قسمت بعدی می مونه  4
رو نکات ویرایشی مخصوصا حذف فعل به قرینه لفظی توجه کن  4
ببینم چه می کنی  1
I maybe on the side of the angels but don't think for a second that I'm one of them
پاسخ
#4
(2017/08/03، 11:16 AM)Caesar نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. ببین به نظر من میشه یه پزشک

پزشك...چطوري؟!؟

(2017/08/03، 11:50 AM)risen نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. داستان جالبی باید باشه ....به نظرم کاشوی به یه نقطه هیجان انگیز میرسوندیش و بعد می نوشتی "ادامه دارد" اونجوری آدم بیشتر تو کف قسمت بعدی می مونه  4
رو نکات ویرایشی مخصوصا حذف فعل به قرینه لفظی توجه کن  4
ببینم چه می کنی  1

سعيمو ميكنم 
كارآگاه مشاور شرلوك هولمز هستم ! در خدمتم !

پاسخ
#5
(2017/08/03، 04:16 PM)Consulting Detective نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(2017/08/03، 11:16 AM)Caesar نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. ببین به نظر من میشه یه پزشک

پزشك...چطوري؟!؟

خواستن توانستن است  21 

اگه اراده کنه می تونه و از سر و وضع ماجرام معلومه که اراده کرده
پاسخ
#6
(2017/08/03، 04:24 PM)Caesar نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(2017/08/03، 04:16 PM)Consulting Detective نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(2017/08/03، 11:16 AM)Caesar نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. ببین به نظر من میشه یه پزشک

پزشك...چطوري؟!؟

خواستن توانستن است  21 

اگه اراده کنه می تونه و از سر و وضع ماجرام معلومه که اراده کرده
24 21
كارآگاه مشاور شرلوك هولمز هستم ! در خدمتم !

پاسخ
#7
Brick 
هوا به شدت گرم و طاقت فرسا بود . اما چاره ای نبود .لحظه ای فکرم بر روی خانواده ام متمرکز شد ، عجیب بود ، شاید ماه ها میشد که به آن ها فکر نکرده بودم.لحظه ای دلم برای آغوش مادر تنگ شد . همینطور که در عالم خودم بودم مردی باقد بلند و لباس و قیافه ای عجیب دستش را روی شانه ام گذاشت و گفت": سلام پسر جوان ، اسم من دکتر یاکوپو کرانفورده از ونیز و دنبال این آدرس میگردم ..." او کاغذی به من داد و حرفش را ادامه داد:"هیچ کس حاظر نشد به من کمک کنه امیدوارم شما که نوجوانید و به کوچه پس کوچه ها ی لندن واردید به من کمک کنین !" کاغذ را بر انداز کردم ، یک کاغذ بسیار قدیمی که با خطی بد روی آن نوشته شده بود :
.15E Raven street
شماره ی 15E خیابان ریون .
کمی فکر کردم این آدرس ... بسیار آشنا بود...این آدرس ...آدرس خانه ی بود که تا وقتی پدر و مادرم زنده بودند در آن زندگی میکردم ! سرم را بلند کردم و به مرد نگاه کردم ، به شکل ناگهانی دستمالی را جلوی صورتم گذاشت که بوی عجیب و بدی میداد ،حدود دو سه ثانیه بیشتر طول نکشید که دیگر چیزی ندیدم .
كارآگاه مشاور شرلوك هولمز هستم ! در خدمتم !

پاسخ
#8
ووف...جالب شد  4
I maybe on the side of the angels but don't think for a second that I'm one of them
پاسخ
#9
Brick 
از رویایی طولانی بیدار شدم ، با آن سرگیجه ی شدید ، فقط فهمیدم در یک مکان تنگ و تاریک هستم. سعی کردم از جایم بلند شوم که سرم با شدت با چیزی برخورد کرد، سرم از درد در حال انفجار بود . کمی در جایم چرخیدم ، از هر طرف محاصره شده بودم ، زیرم خاک بود و بالای سرم سنگ.  اره درست فکر کردم ، من زنده به گور شده بودم .ساعت ها میگذشت ، کم کم حس میکردم اطراف بدن چیزهایی تکان میخورد صداهایی اما نمیدانستم چه بود  ،مار ؟ عقرب ؟
نمیدانم چقدر گذشت ، یک روز ، دو روز ...

در ادرار و مدفوع خودم غرق شده بودم ،دیگر مطمئن شده بودم حشرات از روی من رد میشوند ، گاهی اوقات که از روی صورتم رد میشدند میتوانستم آن ها را گاز بگیرم و بخورم.

دلم میخواست به هر شکلی خودکشی کنم . کاش همان لحظه میمردم . در تمام این مدت حس میکردم جسمی مثل آنژیوکت روی دستم بسته شده بود اما نمیتوانستم دستم را جلوی صورتم بیاورم، از طرفی آن جا تاریکی مطلق بود .
امیدم را از دست داده بودم. فکر کنم سه یا چهار روز گذشته بود که حس کردم...
كارآگاه مشاور شرلوك هولمز هستم ! در خدمتم !

پاسخ
#10
داستان جالبی هست.
امیدوارم یه بیماری صعب العلاج بگیره و بمیره تا داستان سریعتر تموم شه. 4
resim
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد