سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

نظرسنجی: جالب بود ؟
بله
خیر
[نمایش نتایج]
 
توضیح: این یک نظرسنجی عمومی‌است. کاربران می‌توانند گزینه‌ی انتخابی شما را مشاهده کنند.
مسابقه داستانی « بادکنک سبز » به پایان رسید .
#1
Exclamation 
سلام ! قبل از شروع داستان مسابقه یک توضیح کوتاه از روال مسابقه بدم .  
ماجرا از این قراره که داستان شروع میشه و شما شروع میکنید به خوندن اش و در پایان هر پارت یک  یا چند مسئله و معما قرار میگیره که وظیفه حل کردن اون با شما ها است . و شما یک هفته وقت دارید تا معما رو حل کنید . اگه بتونید که حل کنید که بالافاصله پارت بعدی قرار میگیره . اما اگه نه تا زمانی که من واقعا متوجه بشم که معما ایرادی داره و یا شما نمیتونید اصلا و ابدا حل اش بکنید پارت بعدی رو قرار میدم .
یک نکته ای که هست برای اینکه داستان پشت سر هم و تر و تمیز قرار بگیره ، پاسخ و حدس و نظرتون رو دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. بفرستید !
بریم سراغ مسابقه و داستان !
اما قبلش کسی که بیشترین و درعین حال مفید ترین فعالیت رو داشته باشه توی این تاپیک برنده عضو ویژه یک ماه میشه و به بقیه هم متناسب با قعالیتشون اعتبار جایزه داده میشه !






پارت اول

« بادکنک سبز »

خسته هستید . شهر نا آرام تر از قبل شده است و امروز مجبور بودید که مثل یک افسر ساده جلوی شلوغی را بگیرید . البته به خاطر اینکه دیگر پرونده خاصی زیر دست ندارید کمی تنبل شده اید .

 به ساعت نگاه میکند . ساعت 7 شب است .  به رخکن میروید تا لباسهایتان را عوض کنید .  بوی عرق میدهید . تصمیم میگرید قبل رفتن دوش بگیرید اما سربازی با سرعت وارد رخکن میشود و در حالی که نفس نفس میزند به شما میگوید : رئیس کارتون داره !

به او میگویید : باشه برو . یک دوش میگیرم میام .

سرباز میگوید : فوری . گفتن همین الان بیاید .

با ناراحتی لباس هایتان را میپوشید و به سمت دفتر رئیس میروید . در دفتر را میزنید اما کسی جواب نمیدهد .

- هعی . اینجا !

برمیگردید . رئیس پشت سر شما در اتاق کنفرانس ایستاده است . به سمت اتاق میروید . تنها نیستید . قضیه بزرگ تر از آنچه که فکر میکردید است .

روی یکی از صندلی ها کنار افسر پلیسی مینشینید . افسر صندلی اش را جا به جا میکند تا کمتر بوی عرق شما را حس کند . 

رئیس شروع به صحبت کردن میکند : میدونم که روز سختی داشتید . اما این قضیه مهم تر از اون چیزیه که فکرشو میکنید . نزدیک به 30 دقیقه پیش این ویدیو به دستمون رسید !

رئیس ویدیو را پخش میکند .

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.  رو دانلود و تماشا کنید ! باز هم میگم دانلود کنید ویدیو هست اش ! آگه آنلاین ببینید فقط صدا ! پس دانلود کنید قایل رو تا ویدیو رو تماشا کنید .    و بعد سراغ خوندن ادامه داستان برید !)

همه با تعجب به صفحه نمایش خیره شده اند . رئیس شروع به صحبت کردن میکند . همونطور که دید نزدیک به 8 ساعت مهلت داریم که به این قضیه خاتمه بدیم . اینو بهتون گوشزد میکنم که فعلا رسانه ها چیزی از این ماجرا نمیدونن . به نفعمون که کسی چیزی به بیرون درز نکنه . براتون هم اضافه کار مینویسم امشب رو . هر کس هرچیزی لازم داره میتونه داشته باشه و اگه لازم بود از کسی خارج از این اتاق کمک بگیرید باید اول با من هماهنگ کنید . روشن شد ؟

همه به نشانه بله سرشان را تکان میدهند . 

رئیس دستور آزاد باش میدهد . بلند میشود و به دفتر خود میروید . ویدیو را از فلشی که رئیس به شما داد وارد سیستم خود میکنید و مشغول بررسی آن میشوید . به دنبال چه چیزی هستید . این مهم ترین سوال است . اگر سوال درست را داشته باشید به جواب درست هم میرسید . تنها 8 ساعت تا حل این معما فاصله دارید .

خب دوستان عزیز . حالا میتونید برید و معما رو حل کنید تا بتونید ادامه داستان و معما رو ببینید ! 
resim
پاسخ
#2
پارت دوم
« بادکنک سبز »
کار رمز گشایی اول ویدیو رو تمام کرده اید . از زبان 0و 1 و لیت برای رمزنگاری استفاده شده بود و جواب کارخونه بود . اما چندین کارخانه تو طراف شهر وجو داره  . به ویدیو با دقت نگاه میکنید . متوجه یک نکته عجیب میشید . آرمی که اون گوشه وجود داره برعکسه . چرا باید برعکس باشه . پس زمینه دوتا ویدیو یکی هست اش . اما نوری که وجود داره درسمت های مختلف ویدیو هست اش . آیا امکان داره تصویر برعکس شده باشه ؟ حتمی دلیل داشته که اون تابلو تو قابه ! پس تصویر برعکسه . در این صورت بادکنک معلق نیست و آویزونه ! پس الان علامت سوال رو بادکنک معنا میده  . به اتاق کنفرانس می روید و به رئیس میگویید : سریع میخوام بریم به نزدیک ترین کارخونه هلیم . راستی یک تیم خنثس سازی هم میخوام .
رئیس با تعجب میگوید : چیزی پیدا کردی ؟
میگویید: آره . اما وقت نداریم . هر ثانیه برامون با ارزشه .
رئیس میگوید : تا توضیح ندی خبری از تیم نیست . اگه الکی بریم اونجا کلی از وقتمون رو از دست میدیم .
در را پشت سرتان میبندید و ویدیو را پخش میکنید و شروع به توضیح دادن جواب میکنید . رئیس لبخندی میزند و به سرعت به نیرو ها دستور آماده باش میدهد .
شما هم به سرعت می روید و سوار ماشین خود میشوید . به کارخانه دستور تخلیه داده شده است . اما آن طور که معلوم است کارخانه امروز به دلایلی نامعلوم تعطیل شده است . این نکته را یاداشت میکنید . وارد کارخونه میشوید . تیم خنثی سازی زودتر از همه وارد کارخانه شده است . نشانتان را به نگهبان نشان میدهید و وارد کارخانه میشوید . صدای جر و بحثی به گوش می آید .
- همه اش سه تا سیم مسخره است ! یکی شون رو ببرید ! انقدر ناز نداره که !
+ نمی فهمی یا خودت رو زدی به نفهمی ! فقط ظاهر این بمب کلاسیکه . و اگر نه با یک کمورده پیچیده طرفیم . فقط 20 دقیقه وقت هست ! هر چه سریع تر اطراف باید خالی بشه . فاتحه این کارخونه خونده است !
وارد اتاقی میشوید که صدا از آنجا می آید . بم بزرگی روی میز قرار دارد . فردی که صدایش را بالا برده بود را میشناسید . صاحب کارخانه است . با عصبانیت میگویید : این آقا رو کی راه داده تو اتاق !
سربازی را به داخل صدا میکنید تا صاحب کارخانه را بیرون ببرد . صاحب کارخانه شروع به فخاشی میکند و با عصبانیت از اتاق بیرون برده میشود . رو به تیم خنثی سازی میکنید و میگویید : گروگان رو پیدا نکردید ؟  
یکی از آنها میگوید : نه . کل کارخونه رو زیررو کردیم . اول از همه همین بمب پیدا شد . خبری از گروگان نیست ... البته این فلش هم هست . گفتیم لب تاب بیارن تا محتوا اش رو ببینیم .
فلش را میگیرد و بررسی میکنید . چیزی روی آن نوشته نشده است . لب تاب را به اتاق میاورند . فلش را به آن متصل میکنید . فقط یک ویدیو در آن وجود دارد . ویدیو را پخش میکنید .
(حتما  دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.   را دانلود و تماشا کنید و سپس به سراغ خواندن ادامه داستان بروید ! )

یکی از افسر ها میپرسد : باید چیکار کنیم . چه اتفاقی میافته ؟
نگاهی به او میاندازید و میگویید : خودش که گفت . اگه ما قاتل رو درست تشخیص بدیم باید سیمی که رنگ اون چراغ بالا سر قاتل رو ببریم . اگه بمب خنثی نشه که هیچی . اون افراد چیزیشون نمیشه . و اینجا هم به طور کامل منفجر میشه . اما اگه بمب خنثی بشه ، انفجاری رخ نمیده . پس فردا جسد اون قاتل رو همراه با اون دو نفر که صحیح و سالمن پیدا میکنیم . 
رئیس که تا الان ساکت بود گفت : اما قاتل کدوم یکیه ؟ وقت نداریم . فقط 18 دقیقه باقی مونده . سریع دست به کار بشید . من دستور میدم اطراف اینجا رو به طور کامل خالی کنن .
دوباره ویدیو را تماشا میکنید و روی هر عکس مدتی صبر میکنید . قاتل کدام یکی از این افراد است ؟
--------------------------------------------
باید بگم تمام تلاشم رو کردم که دقیق دربیاد . یک سری راهنمایی هم کنم بد نیست . سبز و آبی چپ دست هستن و قرمز راست دست . اون چیزی که بغل رنگ سبزه متره  خیاطی 1/5 هست اش .  قد مقتول هم که با اون میله مشخط کردم 1/73 متره . ببینم چه میکنید .
جواب ها و استدلالتون رو  دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.  بفرستید  وسعی کنید کمتر تو چت باکس حرف بزنید . چون چت باکس پاک میشه آرشو اش اما پست ها باقی میمونه .
resim
پاسخ
#3
پارت سوم
« بادکنک سبز »
به سرعت یک تیم خون شناسی را خبر میکنید . آنها مشغول بررسی میشوند . حدث اولیه شما این است که چون خون به سمت راست پاشیده شده است به احتمال بالا فرد چپ دست است .  و از جهتی که خون بر روی دیوار رخته شده فرد یا کوچیک تر یا هم اندازه با مقتول بوده است . در نهایت با کمک تیم تحلیل آثار خون به این نتیجه میرسید که فرد آبی گناه کار است بنابر این سیم آبی باید بریده شود .
همه کارخانه را تخلیه میکنند . دقایق پشت سر هم میگزرد . ده . نه ، هشت، هفت ، شش ، پنج ، چهار ، ...
-بمب خنثی شد .
تیم خنثی سازی با احتیاط مواد منقجره را از کارخانه بیرون آوردند . همه افراد نفس راحتی کشیدند . رئیس تا اطلاع ثانوی به نیمی از نیرو ها آزاد باش داد  . شما هم تصمیم میگیرد که به خانه رفته و کمی استراحت کنید . 
بعد از رسیدن به خانه و دوش گرفتن و تعویض لباس کمی میخوابید . اما ناگهان با صدای زنگ تلفن بیدار میشود . رئیس تماس گرفته است . میگوید : سلام . مگه آزاد باش ندادید ؟
رئیس میگویید : اون برای دیروز بود !
با تعجب میگوید : دیروز ؟ 
نگاهی به ساعت و تاریخ تلفن همراهتان میاندازید . درست بود. به رئیس میگوید : آره . خیلی خسته بودم اصصلا نفهمیدم چه قدر خوابیدم .
رئیس میگوید: اون رو بی خیال . بیا اداره . یک جسد پیدا کردیم .
میپرسید : همون طرف که حدس زدیم ؟
رئیس میگوید : آره بیا . خودت متوجه میشی ! یک ودیو هم همراهش پیدا کردیم . برات میفرستمش .
گوشی را قطع میکنید و لباس های خود را میپوشید . پیامی به گوشی تان ارسال میشود . یک ویدیو 30 و 40 ثانیه است . مشغول تماشای آن میشوید !
( حتما  دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.   دانلود و تماشا کرده و سپس به سراغ خواندن ادامه داستان بروید ! )



نوع حروف برایتان آشنا است . تصمیم میگیرید برسی های بعدی را در اداره انجام بدهید . در طول مسیر به معنی حرف های فرد مرموز فکر میکنید . به احتمال زیاد هدف او از گزاشتن جواب در روزنامه این است که رسانه ها را از ماجرایی که اتفاق میافتد با خبر کند . 
در اداره همه همه ای به پا شده است . وارد آن میشوید . ناگهان مدیر کاخانه را میبیند که با دو دست روی سر خود میزند و میگوید : پسرم ! گل پسرم ! خدایا !
حالا متوجه قضیه میشوید . با خود حدس میزنید که کسی که پشت این ماجرا ها است ، افکار چپی دارد و میخواهد خود را یک وجلنتی (قهرمان خود گمارده قانون ) نشان دهد .
به اتاق کنفرانس میروید و رئیس را آنجا پیدا مکینید . رئیس می گوید :  اون طور که حدث میزنم این معما وقت زیادی به طلبه و اینکه مهم تر هم هست . چون ما از اون سه نفر فقط جسد یکی شون رو پیدا کردیم . اون دو تای دیگه رو هنوز نتونستیم هویت رو تشخیص بدیم . ولی به زودی گزارش مفقودی ها میاد . جواب این معما برای رسیدن به نجات جون اون دو نفره . هر چی لازم داشتید بهم بگید . آزادید.
شما هم به دفتر خود میروید . دوباره مشغول تماشای ویدیو و بررسی آن میشود . فقط 15 ساعت دیگر تا چاپ کردن روزنامه فردا فرصت دارید .


--------------------------
خب دوستان امیدوارم لذت برده باشید ! هر حرفو حدیثی و حدسی و نظری و انتقادی و پیشنهادی و پاسخی دارید به  بفرستید دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. و اینکه لطفا اول از همه خودتون رو مسئله کار کنید و نظرتون رو بزارید بعد برید تو چت باکس در باره اش صحبت کنید . اگه هم بتونید برای دوستانتون عکس واطلاعات  به هر روشی که دوستدارید تو اون تاپیک به اشتراک بزارید که میشه نور علی نور ! فعلا!
resim
پاسخ
#4
پارت چهارم
« بادکنک سبز »
معما از دوقسمت تشکیل شده است . بعد رمز گزاری با استفاده از رمز کثیف به این پی میبرید که مرحله دوم حل معما به حرکات شطرنجی که در متن رمزنگاری شده است مربوط است . تلاش میکنید تا خودتان مسئله را حل کنید اما در نهایت از یکی از دوستانتان در حل آن کمک میگیرد . جواب را با هماهنگی رئیس در قسمتی کوچک از روزنامه چاپ میکنید و منتظر اتفاق بعدی می مانید . 
اما بخشی از تیم مشغول بیرون کشوندن اطلاعات دیگر از ویدیو ها هستند . به خانه نمیروید و تصمیم میگیرد که در اداره استراحت کنید .  در رابطه با نظریتان با رئیس صحبت کردید . رئیس آن را تاکید کرد و گفت که منظقی به نظر میرسد . اما فعلا فاش شدن این قضیه باعث میشود که اغتشاشات بیشتر از قبل بشود . میتوانید با گفتن دربارهی گروه تروریستی به جای این حقیقت حتی از تجمعات اعتراضی هم جلوگیری کرد . به نفع همه است که فعلا آن شخص را یک تروریست در نظر بگیرند تا مبارز علیه فساد .
روزنامه ها پخش میشوند . حتما تا به الان به دست او رسیده است . سعی میکنید که حرکت بعدی او را حدث بزنید . چیزی به ذهنتان نمی آید . احتمالا یک ویدیو دیگه همراه با اون گروگان ها پیدا کنیم .
چند ساعتی میگزرد . سر و صدایی را بیرون از اتاقتان میشنوید . به احتمال زیاد خبری شده است . همه جلوی در اصلی ایستاده اند . جلوتر میروید . گروگان رنگ سبز را میبینید که با پاکتی در دست دارد . 
یکی از افسر ها با احتیاط به او نزدیک میشود . او را بررسی میکند و سپس پاکت را از او مگیرد و به بخش دیگری میفرستد . گروگان خودش رو معرفی میکند . او هم پسر یکی دیگر از کارخانه دار های شهر است . پدر اش فکر میکرده است که او به مسافرت رفته است . پس گزاری مفقودی پسر اش را نداده است .
پاکت در آزمایشگاه بررسی میشود . روی پاکت کلمه « دعوتنامه » نوشته شده است . چیز دیگری به غیر از یک فلش دیگر از  آن یافت نمیشود . دوباره در فلش ویدیو یی قرار دارد .  مشغول تماشای ویدیو میشوید .
( حتما وحتما و حتما  دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.   رو دانلود  وتماشا کنید و بعد برید سراغ خوندن ادامه داستان )







این ویدیو تفاوت بیشتر با معما های قبلی دارد . به احتمال زیاد همانطور که روی پاکت نوشته شده است در حال اشاره به مکانی است تا ما به آنجا برویم . شاید قصد دارد یک قرار ملاقات ترتیب بدهد . شاید هم یک تله باشد. اما اول از همه باید بفهمید که به کجا دعوت شده اید . 


------------------------------------------
خب دوستان امیدوارم لذت برده باشید ! هر حرفو حدیثی و حدسی و نظری و انتقادی و پیشنهادی و پاسخی دارید به  دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. بفرستید و اینکه لطفا اول از همه خودتون رو مسئله کار کنید و نظرتون رو بزارید بعد برید تو چت باکس در باره اش صحبت کنید . اگه هم بتونید برای دوستانتون عکس واطلاعات  به هر روشی که دوستدارید تو اون تاپیک به اشتراک بزارید که میشه نور علی نور ! فعلا!
resim
پاسخ
#5
متاسفانه ادامه داستان بنا به دلایلی که این پایین براتون میگم ، همینجا متوفق میشه .
1- اصلی ترین  و مهم ترین دلیل کمبود معما هست اش . 
2- داستان افتضاح ! یعنی واقعا داستانی که برای معما مینوشتم خیل بد و کلیشه ای بود . 
3- درگیری های شخصی که نیازی به گفتن نیست .
 اما این به این معنی نیست دیگه این مدل تاپیک و محتوا نداریم .  بلکه یک استراحت کوچیک و یک تایم برای نوشتن داستان منایب و طراحی معما با کیفیت بالاتره .
این تایپک بادکنک سبز بیشتر حالت دستگرمی و تجربه برام داشت تا قبل اینکه با دقت و زمان بیشتر روش کارکنم ، تست کنم که ببینم این مدل محتوا رو دوست دارید یا نه که جواب مثبت بود .
پس خیلی دوست دارم که تو این پروسه به من کمکم کنید و از هر ایده داستانی گرفته تا طراحی معما  حرف ها و نظرهاتون رو برام بفرستید .
پس فعلا خداحافظ !

اگه هم تونستید نظرتون و انتقادتون نسبت به همین سری بادکنک هم تو همون تاپیک پاسخ ها بزارید ممنون میشم تا برای ساخت سری جدید لحاظشون کنم .
در رابطه با جایزه ای که قول اش رو داده بودم فعلا در حد اعتبار بینتون پخش میکنم . و جایزه عضو ویژه رو میزارم برای سری بعدی . اگه قرار باشه جیزه بدم اکثرا لایق جایزه هستید . اما از دفعه بعدی این مشکل رو حل میکنیم که بیشتر شبیه به مسابقه بشه و یک یا دو وسه برنده داشته باشه !
resim
پاسخ
#6
(2021/07/11، 04:19 PM)عمو مهربان نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
پارت سوم
« بادکنک سبز »
به سرعت یک تیم خون شناسی را خبر میکنید . آنها مشغول بررسی میشوند . حدث اولیه شما این است که چون خون به سمت راست پاشیده شده است به احتمال بالا فرد چپ دست است .  و از جهتی که خون بر روی دیوار رخته شده فرد یا کوچیک تر یا هم اندازه با مقتول بوده است . در نهایت با کمک تیم تحلیل آثار خون به این نتیجه میرسید که فرد آبی گناه کار است بنابر این سیم آبی باید بریده شود .
همه کارخانه را تخلیه میکنند . دقایق پشت سر هم میگزرد . ده . نه ، هشت، هفت ، شش ، پنج ، چهار ، ...
-بمب خنثی شد .
تیم خنثی سازی با احتیاط مواد منقجره را از کارخانه بیرون آوردند . همه افراد نفس راحتی کشیدند . رئیس تا اطلاع ثانوی به نیمی از نیرو ها آزاد باش داد  . شما هم تصمیم میگیرد که به خانه رفته و کمی استراحت کنید . 
بعد از رسیدن به خانه و دوش گرفتن و تعویض لباس کمی میخوابید . اما ناگهان با صدای زنگ تلفن بیدار میشود . رئیس تماس گرفته است . میگوید : سلام . مگه آزاد باش ندادید ؟
رئیس میگویید : اون برای دیروز بود !
با تعجب میگوید : دیروز ؟ 
نگاهی به ساعت و تاریخ تلفن همراهتان میاندازید . درست بود. به رئیس میگوید : آره . خیلی خسته بودم اصصلا نفهمیدم چه قدر خوابیدم .
رئیس میگوید: اون رو بی خیال . بیا اداره . یک جسد پیدا کردیم .
میپرسید : همون طرف که حدس زدیم ؟
رئیس میگوید : آره بیا . خودت متوجه میشی ! یک ودیو هم همراهش پیدا کردیم . برات میفرستمش .
گوشی را قطع میکنید و لباس های خود را میپوشید . پیامی به گوشی تان ارسال میشود . یک ویدیو 30 و 40 ثانیه است . مشغول تماشای آن میشوید !
( حتما  دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.   دانلود و تماشا کرده و سپس به سراغ خواندن ادامه داستان بروید ! )



نوع حروف برایتان آشنا است . تصمیم میگیرید برسی های بعدی را در اداره انجام بدهید . در طول مسیر به معنی حرف های فرد مرموز فکر میکنید . به احتمال زیاد هدف او از گزاشتن جواب در روزنامه این است که رسانه ها را از ماجرایی که اتفاق میافتد با خبر کند . 
در اداره همه همه ای به پا شده است . وارد آن میشوید . ناگهان مدیر کاخانه را میبیند که با دو دست روی سر خود میزند و میگوید : پسرم ! گل پسرم ! خدایا !
حالا متوجه قضیه میشوید . با خود حدس میزنید که کسی که پشت این ماجرا ها است ، افکار چپی دارد و میخواهد خود را یک وجلنتی (قهرمان خود گمارده قانون ) نشان دهد .
به اتاق کنفرانس میروید و رئیس را آنجا پیدا مکینید . رئیس می گوید :  اون طور که حدث میزنم این معما وقت زیادی به طلبه و اینکه مهم تر هم هست . چون ما از اون سه نفر فقط جسد یکی شون رو پیدا کردیم . اون دو تای دیگه رو هنوز نتونستیم هویت رو تشخیص بدیم . ولی به زودی گزارش مفقودی ها میاد . جواب این معما برای رسیدن به نجات جون اون دو نفره . هر چی لازم داشتید بهم بگید . آزادید.
شما هم به دفتر خود میروید . دوباره مشغول تماشای ویدیو و بررسی آن میشود . فقط 15 ساعت دیگر تا چاپ کردن روزنامه فردا فرصت دارید .


--------------------------
خب دوستان امیدوارم لذت برده باشید ! هر حرفو حدیثی و حدسی و نظری و انتقادی و پیشنهادی و پاسخی دارید به  بفرستید دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. و اینکه لطفا اول از همه خودتون رو مسئله کار کنید و نظرتون رو بزارید بعد برید تو چت باکس در باره اش صحبت کنید . اگه هم بتونید برای دوستانتون عکس واطلاعات  به هر روشی که دوستدارید تو اون تاپیک به اشتراک بزارید که میشه نور علی نور ! فعلا!

اگه قاتل چپ دست باشه پس باید به سمت چپ بدن مقتول حمله شده باشه حالا با چاقو یا هرچیز دیگه ای پس خون به سمت چپ میره (البته اگر دوربین مثل اینه برتصویر را عکس نکرده باشه )
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد