سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

برترین نقشه های درون کتاب
#1
سلام.یک ایده باحال به نظرم رسید که بیایم دربارهی نقشه هایی که شخصیت های کتاب کشیدن صحبت کنیم.
فرض مثال نقشه مورد علاقه من نقشه هملت هستش. منظورم همون نقشه ای که به گروه تاتر پول میده تا نمایش رو عوض کنن تا کلادیوس رو گیر بندازه.
شما چه نقشه های دیگه ای سراغ دارید؟
نقشه های شرلوک هلمز برای گیر انداختن مجرمین؟
یا حیله گرز آفرید ؟
خوشحال میشم بشنوم!
resim
پاسخ
#2
در رمان سه پادشاهی(افسانه سه برادر تو ایران) ژوگه لیانگ صدر اعظم شو مجبور به عقب نشینی میشه و تنها با 2000 نفر در شهر میمونه سیمایی فرمانده لشکر دشمن با صدهزار نفر به تعقیب دشمن میپردازد و به شهر میرسد. ژوگه لیانگ دستور میدهد که تمام دروازه ها را باز و لشکر به کوچه ها بریزند و هیچ کس روی دیوار باقی نماند. وقتی سیمایی این صحنه را میبیند فکر میکند ژوگه لیانگ که معروف به هوش و ذکاوت بوده حقه ای دارد و به خاطر همین ترسش از حقه ای که هرگز وجود نداشته عقب نشینی میکند و ژوگه لیانگ تنها با دوهزار نفر موفق به عقب نشاندن لشکر 100000 نفری سیمایی میشود.

البته این رمان براساس واقعیت نوشته شده و این تاکتیک معروف است به تاکتیک empty fort  که میتوانید در مورد آن اطلاعات بیشتر ی داشته باشید.
resim
پاسخ
#3
نقشه ی من نقشه ی یه کتاب نیست،بلکه یه واقعه تاریخیه.
بین سال های 1450 تا 1505 جناب آقای هنریش کرامر،مفتش عقاید،دست به پیدا کردن مردمی میکرد که در ذهن مریضش به عنوان ساحره شناخته میشدن.
روند تحقیقاتی اینجوری بود که تعدادی مفتش مخفی در شهر اعزام میکرد تا در مورد زندگی مضنونان تحقیق کنند.
و این مضنونان کی بودن؟ کسایی که با عقاید کرامر مخالف بودن و زن های فقیر و پیر(جالبه که بدونین کلمه witch به معنای ساحره،معنی دیگه ای هم داره: زنی پیر و زشت و همچنین بدجنس!) 
یکی از این مضنونان به اسم هلنا سکیوبرین(اگه بد تلفظ شده شرمنده)،که از مخالفان هنریش بوده،توسط شوهرش سیلاس دستگیر و به دادگاه تحویل داده میشه،از قضا،مفتششان به شوهرش رشوه دادن تا زنش رو تحویل بده.
هنریش کرامر تنها به این روش اتکا نمیکرد و بعضی وقتا مضنونان رو شب ها با وحشیانه ترین شیوه ممکن روی زمین سنگی خیابون میکشید تا به دادگاه ببردشون. همچنین گاهی وقت ها اصلا زحمت محاکمه رو به خودش نمیداد و دستور میداد که در خونه شون به قتل برسن.
در کل،بسیار اوضاع عقرب در قمری بود.
پاسخ
#4
جالب بودن
resim
پاسخ
#5
من کتاب نمیخونم ولی یکی از سریالایی که خیلی دوست دارم بتر کال ساله که پر تریکو نقشه خفنه(مشخصا باید خودتون متوجه شین که قراره یه تیکه از سریالو تعریف کنم دیگه گردن خودتونه اگه بخونین.)
تو یکی از اپیزودا تو ماشین یک پلیس بازنشسته یه ردیاب جاساز میکنن بعد پلیسه به نحوی متوجهش میشه و برای اینکه بفهمه کار کیه، میادو پشتشو باز میکنه، با باتری داخلش یه رادیو رو به صورت موازی با ردیاب میزاره تو مدار که باعث بشه باتری سریع تر تموم شه تو همین بازه میره و دقیقا یه ردیاب از همون مدل میخره میاره میزاره جایی که ردیاب اولیه تو ماشین جاساز شده بود.
بعد چند ساعت که باتری تموم میشه و اون کسی که اون سر داره ردو میابه میفهمه ای بابا این باتریش تموم شد که. پس پا میشه، نیمه شب میادو ردیابو ور میداره میبره خونشون که دیگه معلومه چی میشه...
resim
پاسخ
#6
(2020/08/11، 06:40 AM)Cripher نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. من کتاب نمیخونم ولی یکی از سریالایی که خیلی دوست دارم بتر کال ساله که پر تریکو نقشه خفنه(مشخصا باید خودتون متوجه شین که قراره یه تیکه از سریالو تعریف کنم دیگه گردن خودتونه اگه بخونین.)
تو یکی از اپیزودا تو ماشین یک پلیس بازنشسته یه ردیاب جاساز میکنن بعد پلیسه به نحوی متوجهش میشه و برای اینکه بفهمه کار کیه، میادو پشتشو باز میکنه، با باتری داخلش یه رادیو رو به صورت موازی با ردیاب میزاره تو مدار که باعث بشه باتری سریع تر تموم شه تو همین بازه میره و دقیقا یه ردیاب از همون مدل میخره میاره میزاره جایی که ردیاب اولیه تو ماشین جاساز شده بود.
بعد چند ساعت که باتری تموم میشه و اون کسی که اون سر داره ردو میابه میفهمه ای بابا این باتریش تموم شد که. پس پا میشه، نیمه شب میادو ردیابو ور میداره میبره خونشون که دیگه معلومه چی میشه...

آره مایک! البته تا دلت بخواد بهتره با ساول نقشه و کلک داره!
resim
پاسخ
#7
بازم برگشتم (خنده شیطانی)
این خیلی مربوط به کتاب نیست،مربوط به یه رول پلیه که قبلا بازیش کردم و حالت متنی داشت و یه گروه  توی تلگرام این بازی رو اداره میکرد.
رول پلی یه ربات اپراتور داشت که هرکاری که میخواستیم انجام بدیم رو بهش میگفتیم: مثلا برو به فلان جا،یا شلیک کن یا...
خب،د استان بازی هم توی سنت لاتوس اتفاق میوفتاد.
داستان از این قرار بود که من رئیس پلیس رو تعقیب کردم،و اون دستگیرم کرد،اسلحه ی غیر مجازم داشتم.
بعد هی دست و پا میزدم تا فرار کنم. آخر یه مامور سازمان مبارزه با مواد مخدر از ناکجا آباد اومد و نجاتم داد.
بعدا،به وسیله یه خبرچین فهمیدیم رئیس پلیس 10 کیلو شیشه جاساز کرده توی ماشینش(صندوق عقب) ضایع ترین جایی که تا حالا دیدم.
اداره پلیس،خالی تر از اون چیزی بود که فکر میکردم،شهر سه تا پلیس داشت ولی هیچکدوم آنلاین نبودن. برای همین اونروز (چهارشنبه) از موقعیت استفاده کردم و ریختم توی اداره پلیس(اونروز به قاضی و جلاد کمک کرده بودم و حسابی باهم رفیق شده بودیم) رفتم اونجا و اون اسلحه ی غیر مجازم رو گرفتم،بعد رفتم به پارکینگ و ماشین رئیس پلیس رو گشتم.
شیشه ها اونجا بودن.
طی یکی دو دقیقه رفتم و از مغازه اسلحه فروشی یه ردیاب گرفتم و گذاشتم توی ماشین و طوری تنظیم کردم که ماشین هروقت راه بیفته بهم خبر بده.
بعد دو ساعت،وقتی که به طرف فرودگاه میرفتم تا قضیه یه سری بسته ی مشکوک رو بررسی کنم که ردیاب صدا داد. 
من و جلاد از دو طرف شهر به طرفش حرکت کردیم (البته جلاد دقیقا پشت سرش بود ولی من اونطرف شهر بودم) بعد توی یه انبار دستگیرش کردیم.
در نهایت جلاد کشتش و پولش رو بین من تقسیم کرد.
فکر نکنم لازم باشه اشاره کنم که همکار پلیسش که از قضا جی افش هم بود چقدر فحشم داد 21
(البته اشاره شه که الان رول پلی روی هواست،چون سیستم قضایی تمام پولش رو داد به من و رفت قاچاقچی شد،پلیسا لفت دادن و قاضی هم عوض شد،البته مشکلی رای من پیش نیومد،من با قاضیا خوبم)
پاسخ
#8
خب بذارید من با یک نقشه تاریخی-استراتژی دیگه بهتون حال بدم(البته اگه حال کنین 12 )

در عصر دول جنگجو در چین پادشاه وی به وو حمله میکند و از مملکت کی درخواست کمک میکند ولی وزیر مملکت کی پیشنهاد میکند که صبر کند تا هر دو طرف خسته شوند چرا که ایستادن بین دو لشکر جنگجو مانند استادن در مقابل طوفان است. بعد از گذشت یکسال که هردو طرف درگیری خسته شده بودند پادشاه کی تصمیم به حمله به سپاه محاصره کننده گرفت چرا که دیگر وقتش رسیده بود. این بار وزیر پیشنهاد داد که به لشکر محاصره کننده مستقیما حمله نکنند بلکه به پایتخت آنها حمله کنند و این باعث میشود که آنها محاصره را رها کنند تا به پایتختشان کمک کنند. در همین هنگام پادشاه کی لشکر را دو قسم کرد یک قسمت را برای محاصره و یک قسمت را برای کمین در راه لشکر وی و اینگون لشکر وی بکلی در هم شکست.

این تاکتیک معروف نامش این است:وی را محاصره کن تا هو را نجات دهی. یعنی برای دفاع از متحد به جای حمله مستقیم به وی به چیزی که برای دشمن مهم است حمله کنید در این صورت او بی شک موضع قدرتش را از دست میدهد.
resim
پاسخ
#9
(2020/08/12، 09:28 AM)Arsene lupin نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. خب بذارید من با یک نقشه تاریخی-استراتژی دیگه بهتون حال بدم(البته اگه حال کنین 12 )

در عصر دول جنگجو در چین پادشاه وی به وو حمله میکند و از مملکت کی درخواست کمک میکند ولی وزیر مملکت کی پیشنهاد میکند که صبر کند تا هر دو طرف خسته شوند چرا که ایستادن بین دو لشکر جنگجو مانند استادن در مقابل طوفان است. بعد از گذشت یکسال که هردو طرف درگیری خسته شده بودند پادشاه کی تصمیم به حمله به سپاه محاصره کننده گرفت چرا که دیگر وقتش رسیده بود. این بار وزیر پیشنهاد داد که به لشکر محاصره کننده مستقیما حمله نکنند بلکه به پایتخت آنها حمله کنند و این باعث میشود که آنها محاصره را رها کنند تا به پایتختشان کمک کنند. در همین هنگام پادشاه کی لشکر را دو قسم کرد یک قسمت را برای محاصره و یک قسمت را برای کمین در راه لشکر وی و اینگون لشکر وی بکلی در هم شکست.

این تاکتیک معروف نامش این است:وی را محاصره کن تا هو را نجات دهی. یعنی برای دفاع از متحد به جای حمله مستقیم به وی به چیزی که برای دشمن مهم است حمله کنید در این صورت او بی شک موضع قدرتش را از دست میدهد.
چه جالب جومونگم بعضی وقتا از این استراتژی استفاده می کرد: 4   21
[ویدئو: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید. ]
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد