سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

قصر ذهن
#1
هر کدوم از دوستان که قصر ذهن دارن لطفا بیان و قصر ذهنشونو شرح بدن که با سطح خلاقیت اعضا اشنا شیم. 4
خود بنده یک قصر ذهن توی وسط دریا دارم که شبیه یه حرمه و رنگش هم قرمزه و همیشه با یه لیموزین از اتاقم میرم اونجا داخلش هم دو طبقه هست  کهطبقه اول برای تفریحه و مرور خاطرات و طبقه ی دوم مخصوص چیزای مهم و برای دسترسی راحت هر اتاق رو برای یه کار اختصاص دادم.توی اتاقا هم هیچ چراغ و پنجره نیست ولی همیشه اتاق روشنه(فک کنم باگ گرافیکی مغزم باشه) 24 و داخل اتاق ها پر از عکس و تابلو که هر کدوم بیانگر یه مطلب خاصن.
البته نا گفته نماند یه اتاقم دارم فقط مخصوص ویلن زدن تو ایران که نمیشه ساز دست گرفت حداقل تو خیالمون خوش باشیم 3
L.B
پاسخ
 سپاس شده توسط Mahdy_nvs ، Milad
#2
من قصر ذهن دارم اما صندوق حافظه نیست بیشتر توش گیم آو ترونز بازی میکنم  21
resim
پاسخ
#3
من قصرذهن دارم ولی حوصله ی گسترششوندارم...
I am Sherlocked
پاسخ
#4
راستش ذهن من خیلی عجیب درهم برهمه به خاطر همین نمیشه هرچیو راحت پیدا کرد..........


من همیشه حس می کنم ذهن من قصرش یه کشتی چوبی قدیمی و بزرگه ....ویه پرچم سیاه و بزرگ با علامت استخون روشه.....

وقتی وارد می شی همه جا در برهمه و پر از کامپیوتر و دستگاهایی که باز شدن.....وپیچ و مهرس که رو زمین پخشه.....یه عالمه توت فرنگی و تمشک و شاه توت و بستنی می تونی پیدا کنی.....یه عالمه بو های مختلف تو کشتی پخشه......بو هایی که بعضیاشون عجیبن بعضیاشون خوبن و بعضیاشون مضخرفن و هیچ کس به جز خودم نمی تونه این همه بو رو تشخیص بده.....صحنه قصر من کشتی که تو شب آروم آروم داره حرکت می کنه و می تونی بالا سرت یه عالمه ستاره ببینی......
تازه کشتی من پره از چرت و پرتایی که بعضیاشونو رو تخته سیاه بزرگ تو کشتی می بینم ......بعضی از خاطره هارم  به صورت فول اچ دی می تونم تو سینمای دنج کشتیم ببینم......اما بعضیا که زیاد مهم نیستن کمی تار می شن و بعضی از چیزا تاریک می شن چون اصلا یادشون نمیارم مثل بچگیمو......کلمه ها و حرف ها رو تو کشوی بالای اتاقم گذاشتم و عکسا رو تو کشوی پایین......ولی چون عکسا خوب طبقه بندی نمی شن خیلی طول می کشه بخوام عکس خاصی رو پیدا کنم....
یه قسمتی از کشتیمم هست که بهش می گم اتاق تخیل ینی یه جای سیاه و سکوته که من اونجا می شینم و به هر چی فک فک می کنم همون جا ظاهر می شه......من عاشق این اتاقم......و بیشتر وقتم اونجا صرف می شه......
وقصر ذهن من اینطوریه و درهم برهم ولی عاشقشم
پاسخ
 سپاس شده توسط Mahdy_nvs
#5
قصر ذهن من اتاقمه ولی دقیقا شبیه کاری که تو اتاقم میکنمو تو قصرمم میکنم و قابلیت دیگه هم نداره22
۲۴ساعته نشستم رو صندلی جلوی لبتاب و هنزفری تو گوشمه22
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط Mahdy_nvs
#6
قصر ذهن من شبیه کرملینه 4 تا بخش داره :
1 قسمت ادبیات 2 سرگرمی 3 خاطرات 4 ریاضی و تجربی


 21 13  78
پاسخ
 سپاس شده توسط Mahdy_nvs
#7
والا من قصر ذهنی ندارم یه کمد با چند کشو پر پرونده های در هم ریخته است ذهن من! 22
resim
یاد باد دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یاد باد....
پاسخ
 سپاس شده توسط Milad ، مایکرافت
#8
آقا سلام
منم قصر ذهن دارم
قصر من کاملا سفیده و هر کاری میکنم هیچ رنگی رو قبول نمیکنه
اما آسمونش آبیه و پر از ابر
و توش کتابخونه هم داره گاهی خیلی کوچیکه ُ گاهی شبیه اتاق کودکیمه و گاهی هم اینقدر بزرگ میبینمش که تهش مشخص نمیشه ! وقتی اونجا رو میبینم که اینقدر بزرگه منو یاد انیموس اسیسین کرید میندازه وقتی تو بازی بودی و داشت لود میشد وارد یم فضای مجازی شبیه سازی شده میشدی که هر چی میدویدی تموم نمیشد... دقیقا مال منم همینه منتهی سفید سفیده !
بیشتر اوقات به جای اینکه توش تمرکز و فکر کنم یک جایی شبیه پناه گاه و مامن و جایی امنه که من وقتی ناراحتم یا عصبی ام بهش پناه میبرم یعنی نمیشه گفت پناه بردن  - جایی که فرار میکنم میرم تا روحم در امان باشه.... بیشتر اوقات با یک فرد عجیب اونجا حرف میزنم کمکم میکنه دلداریم میده یا راهنماییم میکنه ! (‌ تو یک کتاب خوندم که این فرد ضمیر ناخوداگاهته که در اون لحظه ای که نمیتونی برای خودت مساپل رو حلاجی کنی میاد به سطح آگاهی و خود آگاهت و تورو از تمام اطلاعات هر چند کوچک و یابزرگی که در مغزت بایگانی شده با خبر میکنه ) منتهی در غالب یک فرد عجیب !
من مدتیه کتاب هایی رو از این مدل میخونم ! و گاهی وقتی اضطراب دارم و نمیدونم از چیه و چرا غمگین و یا ناراحتم یا کلا ناخوشم میرم اونجا و تو اون اتاق سفید  هر کسی رو که ذهنم و ضمیر ناخوداگاهم دعوت میکنه به اتاق سفید رو میپذیرم و ازش میپرسم چه چیزی تو رو ناراحت کرده میشه به من بگی؟ و جواب میده ! و دوباره میپرسم ایا کار هست که تورو ارومت کنه ؟ و بهم میگه ! ازش میپرسم این از کجا نشات میگیره ؟ جوابمو میده ! و واقعا بچه ها اگر که تخیل فعالی داشته باشید میتونین از قصر ذهنیتون استفاده کنین ! برای من که یک سیف هاوسه اما دارم پرورشش میدم تا جایی برای تمرکز و فکر کردن هم بشه! اما یادمه یکبار دو سال پیش جایی بودم و دنبال یک شخص خاص میگشتم بازاری با 7000 مغازه در دو طبقه ! دنبال شخصی که از بچگی ندیده بودمش ! از ده نفری پرسیدم که فلانی رو میشناسین همشون گفتن نه ! به یکباره چشامو اشک گرفت و وارد ذهنم شدم ( البته اونجا هنوز خبری از اتاق سفید نبود) فقط رفتم توی ذهنم و به خودم گفتم احساس من تو باید پیداش کنی ! فکر میکردم حس ششم مه که میتونه بفهمه و تمام اون بازار رو سفید دیدم تمااااامش رو تمام راه هاش رو مغازه هاش رو ! و نفس عمیقی کشیدم و به سمت خروجی راه افتادم تا اینکه یک شخص رو دیدم و دلم خواست ازش به عنوان یازدهمین و آخرین نفر سوال بپرسم ! و اون خود همون شخص مورد نظر بود ! و باورم نمیشد و تا مدت ها فکر میکردم که حس ششم قوی ای دارم اما وقتی شرلوک رو دیدم فهمیدم من فقط از قصر ذهنم استفاده کردم که در واقع قصر ذهن همون استفاده از حواس پنجگانه اس !!! 
مایکرافت : تمام زندگی ها تموم میشه .... تمام قلب ها میشکنه .... احساسات یک برتری نیست شرلوک !
پاسخ
 سپاس شده توسط LORD BRAIN




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد