سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

دیوانه ای در نورنبر‌گ
#1
پارت اول دیوانه ای در نورنبرگ با حضوره
کارگاه کرایفر:cripher.
ادام دستیار کارگاه:،Baker221B
روزنامه نگار:شرلوک _هلمز
______________نورنبرگ،المان.ساعت ۱۱:۳۰

کرایفر و ادام بعد از حل شدن معمای قاتل مرموز تصمیم گرفتند که به خودشون یکم استراحت 
بدن پس تصمیم گرفتند که به المان سفر کنن اما انگار همه از این موضوع خوشحال نبودن..
کرایفر:اااااااا خسته کندس ادام! واقعا مزخرفه ما کارگاه حرفه ای هستیم کارمون سرو کله زدن با 
قاتلاس ..بعد نگاهی به ادام میندازه که بی توجه بهش داره با دوربینش از خیابان های زیبای نورنبرگ عکس برداری میکنه...
گوشیو از دستش میکشه و میگه:اصلا حواست هست؟! دارم با تو حرف میزنم...
ادام: این که خیلیم خوبه ما بالاخره به یکم استراحت احتیاج داشتیم ..الان زمانیه که باید انرژی خودتو خالی
کنی کرایفر...
کرایفر:انرژی من فقط وقتی خالی میشه که بتونم با قاتل ها سرو کله بزنم ....
ادام نگاهی به اونطرف خیابان میکنه و میگه ولی من فک کنم یه جای دیگع واست سراغ دارم...
_________________
کرایفر:من هر گز سوار اون ترن نمیشم
ادام:ینی میترسی؟
کرایفر:ترس یک واکنش منطقی به خطر های اطرافه 
ادام: پس میترسی کارگاه؟
کرایفر: نه..
ادام: خوبه چون دوتا بلیت گرفتم …
هردو سالم سوار ترن شدن و بعدش کارگاه کرایفر و ادام  به سختی روی زمین قدم بر
میداشتنو سرشونم به شدت گیج میرفت ..
ادام:من که نمیتونم دیگه اینجا وایسم..
کرایفر:.باید بگم این واقعا فکر احمقانه ای بود..بیا زودتر از این جهنم دور شیم...
________________
از شهر بازی زیاد دور نشده بودند که کرایفر یهو دید جمعیت زیادی در یه گوشه جمع  شدنو دارن سروصدا میکننن.
کرایفر:اونجا چه خبره..
ادام دست کرایفر رو میگره و میکشه و میگه: بیا بریم به ما ربطی نداره
تعطلیات کرایفر! تعطیلات .....
کرایفر:ولی یه اتفاقی اونجا افتاده و بعد سریع حرکت میکنه به سمت جمعیت
سه سرباز اونجا بودن که سعی داشتند مردم رو خارج از صحنه جرم نگه دارن
کرایفر با نزدیک تر شدن و دیدن صحنه قتل چشم هاش برقی زد ..
میخواست که به صحنه جرم نزدیک بشه.. 
سرباز ها:اقا لطفا عقب باستید شما نمیتونید نزدیک شید
کرایفر:بزار رد بشم ... من باید جسدو برسی کنم...
سرباز با داد ادامه داد:من نمیتونم بزارم شما تزدیک بشید..
کرایفر:هی پشت سرتو ببین ..
سرباز سرشو برمیگردونه وقتی برمیگرده با مشت میزنه به صورت سرباز بیچاره 
بنفش :اون یه کارگاه حرفه ای فقط چند ثانیه بهش فرصت بدید..
مقتول یه زن بود کرایفر سریع کیف زن رو وارسی میکنه..
کرایفر دوباره نگاهی به جسد زن میندازه ناگهان یک چیز توجهشو جلب میکنه یا خالکوبی ...
که روی  مچ دست راستش بوده...(SW۱۰۹...SH...C)
 ..در نگاه اول اعداد بی معنی به  نظر میرسیدن
کرایفر نگاهی به وسایل زن انداخت شماره همسرش توی کیف بود باهاش تماس گرفت 
کرایفر:ببخشید اقا زن شما به قتل رسیده،ما باید برای چنتا سوال شما رو در صحنه جرم ببینیم..
چن دقیه بعد یه مرد با کتو شلوار شیک به صحنه جرم اومد  سرباز ها تا مرد رو دیدن گفتن:
جناب شهر دار شما اینجا چی کار دارید قربان..
شهر دار عینکشو برداش و با دست اشک هاشو پاک  کرد و به به جسد زنی که اونجا بود اشاره کرد
کرایفر:چرا معطل موندید دستگرش کنید دیگه..
سرباز:چی میگی دیوونه.. ایشون شهردار این شهر هستن ..و تازه همسرشون رو از دست دادن
بعد داری ایشون رو به قتل همسرشون متحم میکنی تو واقعا احمقی...
کرایفر چیزی نگفت تا همه ساکت شدن بعد شروع کرد به استنتاج (کرایفر از کجا متوجه شد که شهر دار قاتل همسرش بود؟)
 سرباز های در میان جمعیت شهردار رو دست گیر کردن و به کرایفرم دستنبد زدن
کرایفر:این دیگع برای چیه؟
سرباز:به جرم شکستن دماغ مامور قانون فعلا بازداشتی..
کرایفر که داشت میون جمعیت دنبال ادام میگشت در حالی پیداش کرد که داشت سیگار میکشید..
کرایفر:اون چیه داخل دستت ادام ...
ادام با سیگار داخل دستش خشکش زده بود..سیگارو پرت میکنه و زیر پاهاش لهش میکنه...
کرایفر دستشو بالا میاره تا ادام دستبنو ببینه...
کرایفر:نمیخواهی کاری کنی؟
ادام:نمیدونم شاید اول برم دستشویی بعد ناهار بخورم، یا اینکه ناهار بخورم بعد برم دستشویی ..
ولی بعدا میام دنبالت کرایفر نگران نباش...
همونجور که داشتن کرایفر رو میبردن یه خبر نگار که اون حوالی بود ..
خبر نگار:هی ببخشید اقا اسم شما چیه؟
خبر نگار:شما از کجا فهمیدید شهر دار قاتله؟
خبر نگار:ایا شما به همون اندازه ای که نشون میدید فرد باهوشی هستید...
کرایفر بدون هیچ جوابی سوار ماشین پلیس شد و رفت
_________________________
(*حالا شما بگید چرا کرایفر شهردار نورنبرگ را محکوم یه قتل همسرش کرد*)
 ...Moriarty: No one ever gets to me

[تصویر:  e07f395f0749cf6c7ac74698e647b55d.gif]
پاسخ
 سپاس شده توسط *شرلوک-هلمز* ، لوک خوش شانس ، Cripher ، Milad ، Nila ، Gandalf ، M!NA
#2
به خاطر آدرسه.بدون این که کرایفر آدرس رو به شهردار بگه ، اون به محل وقوع جرم اومد که این یعنی از قبل آدرس اون جا رو می دونسته.
در مورد اون حروف و اعداد هم اطلاعات هنوز ناقصن.برای همین هنوز نمی شه رمزشون رو شکست.
.The game is on
پاسخ
 سپاس شده توسط Cripher ، Baker221B ، Nila
#3
(2020/05/15، 03:25 PM)*شرلوک-هلمز* نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
به خاطر آدرسه.بدون این که کرایفر آدرس رو به شهردار بگه ، اون به محل وقوع جرم اومد که این یعنی از قبل آدرس اون جا رو می دونسته.
در مورد اون حروف و اعداد هم اطلاعات هنوز ناقصن.برای همین هنوز نمی شه رمزشون رو شکست.

اون حرف و اعدا معمایی هست که خود کارگاه کرایفر حل میکنه ..بعد در طی داستان با سر نخ هایی که گیر میاره میتونه حلش کنه...
کارت درمورد معما خوب بید...مثل همیشه
 ...Moriarty: No one ever gets to me

[تصویر:  e07f395f0749cf6c7ac74698e647b55d.gif]
پاسخ
 سپاس شده توسط *شرلوک-هلمز* ، Gandalf
#4
سلام دوستان بابت تاخیر ببخشید خو فضا فضای امتحاناته منم کلی کار ریخته سرم پارت دوم خیلی مشتی با یه معمای مشتی امادس اخر این هفته حالا با فردا یا پس فردا میزارم براتون 3
 ...Moriarty: No one ever gets to me

[تصویر:  e07f395f0749cf6c7ac74698e647b55d.gif]
پاسخ
 سپاس شده توسط Milad ، Gandalf ، Nila ، *شرلوک-هلمز* ، M!NA




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد