سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

سالمندان بیکر
#11
گایز من از بهشت هواتون رو دارم
می خام ۲۵ سالگی خودکشی کنم
محبوب اين قلب آرزومند!
نداي تو را ميشنوم 
كه مرا ب سكوت درون ميخاند
اما زندگي با تمامي نگراني ها و تشويش هايش
مرا از اين لذت دور نگاه ميدارد
متبركم كن
تا همه چيز را ب تو بسپارم
آنگاه شتابان ب ديدارت بيايم
و با قلب خويش
درگاهت را بوسه باران كنم 
آه!
چه ديدار زيبا و خلسه آميزي !
پاسخ
 سپاس شده توسط arefe.shoon
#12
عاره الان همه بزنین زیرش بعد ک ما عصا ها رو انداخیتم دور با لامبور گینی رفتیم جزایر قناری بشنین اون بالا ما رونیگا کنین
هزینه این سفر ها ب عهده من نیستا 12
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط arefe.shoon
#13
(2019/06/06، 09:12 PM)^_^ نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
من:هی سوف...اونی که تو دهنته دندون مصنوعیای جوکر نیس؟ 7
(سوف سریع دندان هایش را در می اورد و آن هارا بو میکشد)
سوف:هممم فک نکنم بوی ماریجوانا نمیدن اتفاقا خیلیم تمیز به نظر میرسن
من:اهم..اهم...خب میدونی...حتما یه اشتباهی شده...
سوف:چی...؟
(در همان لحظه در سالن غذاخوری عمومی خانه سالمندان بیکر باز میشود و مهدی با دو عدد یوزی در هر دست وارد میشود . در کسری از ثانیه هزار سالمند با کلت های نشانه رفته به مهدی خیره میشوند)
مهدی:کدوم بیشعوری دندونای منو برداشتهههههههه؟؟؟؟
(چنگال من طی حادثه ای مشکوک به زیرمیز می افتد و نیمی از افراد سالن از جمله مهدی همراه با سرهایشان اسلحه هایشان را نیز به سمت من نشانه می روند)
من (با لبخندی دندان نما و مصنوعی)کام آن گایز...فقط چنگالم افتاد!
(به سرعت به زیر میز میرود و بیسیمش را از جیب دومین لباس رسمیش در می اورد)
من(زمزمه کنان) عاررففففففف خیلییی احمقییی درسته گفتم بیا هیجان انگیزش کنیم ولی فقط در حد...جوکر!نه مهدی!!!!
عارف(از پشت بیسیم)چی؟؟من مال جوکرو برداشتم کار من نیست
مورف: خب شاید من شیطونی کرده باشم و با کمک ؟؟؟؟ یکم برنامه هارو تغییر داده باشم4 
من(صورت فوق استرسی با دستان لرزان)حالا من چه خاکی به سرم بریزم؟؟؟کجایی؟؟؟
(مورف که با  ؟؟؟؟ سوار بر رولرزرویسشان است قهقهه میزند و بیسیم را به چرخ های ماشین میسپارد سپس سرعت گرفته پیش به سوی جزایر قناری...)
من(به بیسیم صربه میزند)عارررففففففففف کجاییییی؟؟؟محض رضای خداا....
(صدای خش خش بیسیم)
(از زیر میز بالا امده و لوله سرد اسلحه مهدی را روی سر خویش حس میکند...)
مهدی:پس این تو بودی ؟؟
(سوفی و عارف را از پنجره اتاق کنترل میبیند که با لبخندی ژکوند بیسیم را روبروی گوشی بلندگو ها گرفته اند...)

از همین تریبون به همه اعضای این نقشه کثیف بگم خیلی بیشعورید-_-
گراویتون وارد میشود(یه چیزایی تو مایه های اژدها وارد میشود بروسلی 24 ) :
رو به مهدی و سحر: وای... این یه اسلحه ی واقعیه
سحر: تو کی ای؟
من: ذره ای از نوع بوزون پیمانه ای..
مهدی: گراویتون؟ فکر کنم  نوه گراویتون باشه. ولش کن مهم نیست. جواب منو بده. بهت اجازه میدم مرگت را انتخاب کنی.
من: مهدی میشه منم اسلحه را ببینم؟ خیلی دوست داشتم یه اسلحه داشته باشم.
مهدی:*اسلحه را روی شقیقه ام میگذارد* من کاملا جدی هستم. اگه اینقدر مشتاقی میتونم گراویتون را به عزات بشونم.
من: 22خو وقتی بمیرم چطوری برای خودم عزاداری کنم؟
سحر:*سعی دارد رندانه فرار کند*
مهدی:*سریع از یقه ی سحر میکشد و نوک اسلحه را در دهانش فرو میکند و دندان ها را بیرون میکشد. با چشمهای خون گرفته نگاهش میکند* : من اینها را مخصوص سفارش داده بودم و از بهترین مواد اولیه براشون استفاده شده بود. ولی ببین!
سحر: *سعی میکند عذرخواهانه لبخند بزند، ولی حرص از نگاهش پیداست. میشود زیر لب ناسزا گفتنش را به مورف و عارف شنید*
من: مهدی حالا عیبی نداره. یه دندونه دیگه...به هر صورت دیگه با این وضع نمیتونی گوجه سبز بخوری که. فوقش سوپ میخوری!
*مهدی اسلحه را روی پیشانی ام میگذارد و بالحن پدرخوانده طور میگوید*: گراویتون باید حرف زدن با یه بزرگتر را یادت میداد. 
من: بزرگتر؟ یکی دو سال که این حرفا را نداره رفیق
*سحر دم در میدود. مهدی تیر اندازی میکند. سحر با وجود عصایش زیگ زاگی حرکت میکند و جا خالی میدهد. مهدی شروع به تیراندازی میکند.پشت سر هم اسلحه را پر میکند و تیر اندازی میکند. با نگرانی جلوی اسلحه میپرم. چند تیر به بدنم میخورد و یکی به بازویم. سحر متوقف میشود. به طرفم میدود. مهدی با عصای چرخ دارش به طرفم می اید.*
مهدی: متاسفم جوون. خودت خواستی. 
سحر: جواب گراویتون را چی بدیم؟
من: بابا خودم گراویتونم!
*هردو عجیب نگاهم میکنند. زیر خنده میزنم. *:خوبه که مثل شما عصا نیاز نشدم. حداقل دندونام سرجاشه، هر چند وای سحر بدون دندون خیلی کیوت شدی!
*خودم را از پیرهن گل گلی سحر جدا میکنم. و صاف مینشینم. رو به مهدی میگویم*: نمیشد توی سرم بزنی؟ اخه تیر توی سر خیلی باحال تره. 
*مهدی با چشمهای مشکوک یک تیری توی سرم خالی میکند. سرم به عقب پرت میشود. سحر جیغ میکشد. عارف و مورف در گوشه ای پاورچین به طرف سحر می ایند.*
* چشمهایم را به هم فشار میدهم و کمی خون سرفه میکنم و مینشینم*
من: مهدی میشه از این اسلحه برای منهم بخری؟ در عوض یه دست دندون عالی برات سفارش میدم!
همه: ترسان به من نگاه میکنند. 
من: *میخندم*... خو چیه؟ درسته جاودانه شدم، ولی اونقدرها هم ترسناک نیستم. اومدم دنبال رِی .اینجا قرار داشتیم. قرار بود دارو را برای کل انجمن تولید کنیم. پیداش نمیکنم.
مهدی* یک اسلحه ی بزرگ از پالتویش بیرون میکشد و من را تیر باران میکند.*
من: 2 واقعا که...منو بگو میخواستم دیگه نیاز به دندون مصنوعی پیدا نکنید...
رِی: *با یک محفظه ی شیشه ای بنفش رنگ به طرفم می اید*: گرا چرا باید این معجون را به تو بدم؟ تو فقط یه اشکال کوچولو را رفع کردی. این دارو مال منه. 
من: نه. ری. نمیتونی زیر حرفت بزنی.
ری: کنجکاو بودم ببینم وقتی پیر میشی چه شکلی میشی.*یک سوزن کوچک به بازویم میزند و به طرف بیرون میرود. همه هاج واج نگاهش میکنند. *
من*عصبانی به طرفش میدوم. ولی در طول مسیر به اندازه ی نود سال پیر میشوم.* ری....مگه دستم بهت نرسه!(این صدای منه؟! :20 )
عارف در حالیکه با مورف به من میخندند: هی. بیا عصای منو بگیر. اونطوری نمیتونی راه بری. 
مهدی: اگه میخوای میتونم معرفی کنم کجا دندونامو ساختم! اگه یه وقت هوس گوجه سبز کردی...
پاسخ
 سپاس شده توسط Marshal ، شرل ، Smω*_* ، M!N ، arefe.shoon ، کارآگاه مرده ، Raspina ، ^_^
#14
(2019/06/07، 12:01 PM)Smω*_* نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
عاره الان همه بزنین زیرش بعد ک ما عصا ها رو انداخیتم دور با لامبور گینی رفتیم جزایر قناری بشنین اون بالا ما رونیگا کنین
هزینه این سفر ها ب عهده من نیستا 12

ن دیگ ب عهده خودته16
بشکن اون قلگ هاتو

وای گررراااااا242424عالی بوددددد
سحر با حرکتای زیگ زاگییی24
 Esto no es despedida
پاسخ
 سپاس شده توسط Smω*_*
#15
من از  این دندون مصنوعی محکما میخام ک بشع با هاشون هایپ گاز زد  20
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط arefe.shoon
#16
اقا بخدا یه دندون مصنوعیه این همه خشونت لازم نیستا 21
هیچوقت خودکارتونو گم نکنید و گرنه بدبخت میشید 24
چون اگه خودکار نداشته باشی..... 4
resim
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد