سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

خرابکاری
#1
Wink 
همه ی ما یه بارم که شده تو مدرسه یا خونه یا هرجای دیگه ای یه گندی زدیم یا یه خاطره ی بامزه ای که با خراب کاری همراه باشه داریم . در باره ی خاطراتتون اینجا صحبت کنید 1
بهتر است چیزی نگویی و بگذاری فکر کنند احمقی ،تا اینکه دهانت را باز کنی وتردید هارا از بین ببری
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده ، Bahar8
#2
راهنمایی ما مجبور بودیم ۵ شنبه ها مدرسه بریم برای تستو این مذخرفات ؛ سرویسم اونروزا نمیتونست بیاد مجبور بودم با تاکسی برم دو کورس تاکسی عوض کنم تا برسم یه مقدارم پیاده روی خلاصه
یبار خیلی صبح خسته بودم از اون وقتایی که صورتتو نمیشوری به زمین و زمان بد و بیرا میگی پا شدم رفتم مدرسه هی میدیدم همه عجیب نگام میکنن مدرسه تموم شد رفتم برم خونه قبلش خواستم یکم پیاده برم تو ساعت شلوغی اونم ؛ هرکی منو میدید یا میخندید یا متعجب میشد 
رسیدم خونه دیدم یه لنگه از کفشم ماله یکیه یه لنگه ی دیگش ماله یکی دیگه 22 این بدترین گندم نبود ولی قطعن ضایع ترینش یود 16
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط گراویتون ، شرل ، Bahar8 ، Sonia:/ ، Smω*_* ، liosa
#3
من خودم یه بار که کوچیک بودم با مامانم میخواستم برم جایی تو اسانسور یه اقایه ای اومد منم دیدم کفشاش تمیزه و برق میزنه هی نگاش کردم بعد تحملم تموم شد پریدم رو پاش 4
بهتر است چیزی نگویی و بگذاری فکر کنند احمقی ،تا اینکه دهانت را باز کنی وتردید هارا از بین ببری
پاسخ
 سپاس شده توسط morty ، گراویتون ، شرل ، کارآگاه مرده ، Marshal ، Bahar8 ، Sonia:/ ، liosa
#4
یه ازمایش داشتیم، که با چراغ گازی کار داشت . بعد بشر داغ بود، هیچ چیزیم نبود باهاش بشر را بردارم. یه دسته دستمال کاغذی تا کردم باهاش بشر را بردارم، همشون اتیش گرفتن! یه شعله و دودی میداد...هم گروهیم نامرد فقط میخندید. منم جلوی اتیش و دود ایستاده بودم که استاد نبینه. دستیار ازمایشگاه اومد اب ریخت روش. بنده خدا از خنده مرده بود.
یه بارم با قوطی رنگ روغنی یک کیلویی روی فرش فوتبال بازی میکردم باز شد روی کل فرش....هیچ جوره نشد کاریش کرد.حالا فرش ابی، رنگ قرمز!
پاسخ
 سپاس شده توسط شرل ، کارآگاه مرده ، Marshal ، Bahar8 ، Sonia:/ ، Am.A ، liosa
#5
(2019/05/15، 06:10 PM)F.S نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
همه ی ما یه بارم که شده تو مدرسه یا خونه یا هرجای دیگه ای یه گندی زدیم یا یه خاطره ی بامزه ای که با خراب کاری همراه باشه داریم . در باره ی خاطراتتون اینجا صحبت کنید 1


مطمعینی کل تاپیکات یه اشاره ریز به خاطرات مشترک خودم و خودت نیست؟21
گفتم ای دل، نروی؟خار شوی، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی بی بَر و بی بار شوی
نکند دام نهد؟خام شوی، رام شوی؟
نپَری جلد شوی،بی پر و بی بال شوی؟

نکند جام دهد؟کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
در برت ساز زند، رقص کند،کافر و بی عار شوی؟

نکند مست شوی؟فارغ از این هست شوی؟
بعد آن کور شوی،کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟

نکُنَد دل نکَنی،دل بکَنَد،بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
برود در بر یار دگری،صبح که بیدار شوی؟؟!
پاسخ
 سپاس شده توسط F.S
#6
چرا من خاطره ای از خرابکاری با تو یادم نیس؟؟؟؟؟؟ ولی عاقبت مگر میشود در این دنیای فانی من با تو ...گ...ه... ی......نخورده باشم؟ 2 13 7
بهتر است چیزی نگویی و بگذاری فکر کنند احمقی ،تا اینکه دهانت را باز کنی وتردید هارا از بین ببری
پاسخ
#7
ما قبلا ی همسایه داشتم روبه رومون ک اتاق پسرشون روبه روی اتاق من بود ی بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم تو اتاقم لباسمو عوض میکردم و یهو دیدم پسره چلو پنجره داره سیگار میکشه
از اون ب بعد من دیگه سمای قبلی نشدم 3
resim

every thing is temporary


همع چی موقتع ×-×
پاسخ
 سپاس شده توسط Am.A ، liosa
#8
گند زدن فقط وقتيه ك با تلفن با دونفر صحبت ميكني
.
.
.
.
ي روز زنگ تفريح بود تو حياط نشسته بوديم دوستام رفتن ا معلم رياضيمون ك خيلي رو ادب بچه ها حساسه و از نظرش من ي بچه خرخون خيلي با ادب بودن نامه بگيرن؛هر چي منتظر شديم با اون يكي دوستم نيمدن منم عصباني شدم ب دوستم گفتم اينا كدوم گورين ؟ رفتن از شصتي نامه بگيرن يا شصتي رو بزان(بزائن)
ديدم دوستم داره غش ميكنه از خنده بلافاصله ديدم معلمه از كنارم رد شد ...12 12
پ ن : من معمولا خيلي بلند صحبت ميكنم تن صدام بالاس 12
She is a vampire
Be careful and stand back
پاسخ
#9
اقا ما مدرسه مون یه سرایدار دارین اهل دله با بچه ها خیلی جوره در عوض یه معاون داریم خدای جو گیریه
دو تا کلاس رزمی و یه بار همایش بادیگاردی رفته واس ما تریب رمبو گرفته ویه مدیر داریم نچسب تر از اون اخمو بد اخلاق 
جونم براتون بگه  یه روز. زنگ اخرا بود داشتیم می رفتیم خونه من اون روز نامیزان بودم رفتم پیش سرایدار مون گفتم چاکر عمو یه ته استکان چای خون کفتری داری به ما بدی گفت چشم من سرم تو اشپز خونه بود پشتم نمی دیدم رفیقم گفت ممد بیا بریم همه رفتن من گفتم دو ثانیه دیگه اومدم .یه چن لحظه بعد دوبار زد رو شونم تکرار کرد من با عصبانت جواب دادم اومدم دیگه بار سوم یکی زد رو شونم من رد داد یه چن تا فوش ابدار غیر بهداشتی نصیب رفیقم کردم دیدم دس بر دار نی سرمو اوردم بیرون مدیر مون معاونمون منو یا دهن باز نیگا می کردن(قیافشون یه چیز بین تعجب و عصبانیت داشت) من جف کرده با خودم گفتم محض رضای خدا یه فوش تمیز می دادی یا اصن نمی دادی (لعنتی همه فوشا چیز دار و غیر بهداشتی بودن)من با خودم گفتم الان زنگ خانواده پرونده اخراج من برا اینکه عرضه خالی نمونه  یه سلام و علیکم غلیظ ته گلویی گفتمو مث گوله در رفتم
شانسی که اوردم سال اول بودم منو نمی شناختن
عشق یه قماره خطرناکه

باس بدونی واسه کی 

همه ی ورقاتو رومیکنی


پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد