سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

چگونه زمان را متوقف کنیم
#1
"چگونه زمان را متوقف کنیم" اسم پرفروش ترین کتاب حال حاضر بریتانیاست که به تازگی در آمریکا ریلیز شده و فروش بالایی رو داره تجریه میکنه.
این کتاب درمورد مردی به اسم "تام هزارد" هست که دچار وضعیت نادر بی زمانی هست و زمان طولانی رو عمر کرده درحالیکه ظاهرش 41 ساله ست.
اون شکسپیر و کاپیتان کوک رو ملاقات کرده...بعدها به جامعه ای مخفی پیوست که باعث شد سراسر دنیا رو برای پیدا کردن افرادی مثل خودش بگرده...و درحال حاضر توی یه دبیرستان در لندن معلم تاریخ شده و...
تام همسرش و دخترش رو در قرن 16 از دست داد و الان در این دبیرستان بعد از مدتها دلشکستگی دوباره به دنبال یه رابطه ی عاشقانه(با دختری به اسم رز) هست.
چالش های هزارد و شبکه های اجتماعی(به طور کلی زندگی تکنولوژیک حال حاضر) از موضوعات جذاب کتابه.

?این کتاب علمی تخیلی با مفاهیم پیچیده ی فلسفی هست که با فروش بسیار بالایی روبرو شده.
کمپانی تهیه کنندگی بندیکت(سانی مارچ) حق ساخت این کتاب رو از قبل خریداری کرده و خود بندیکت قراره نقش تام هزارد رو بازی کنه.

?قراره فیلمنامه ی این فیلم رو آنتونی مک کارتن که فیلمنامه ی "تاریک ترین ساعت" و "تئوری همه چیز" رو نوشته،بنویسه.

طراحی چهره ی تام در این کتاب خیلی زیاد شبیه بندیکت هست
resim

از این لینک می تونین ب صورت آنلاین سفارش بدین
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده ، Fawtimah ، اشوزدنگهه ، Safoura ، sherlock.s
#2
ما زمانو متوقف میکردیم وقتی متوقف کردن زمان مد نبود
فقط مشکل اینه اینجا ایرانه و کسی عرضه نداره فیلم خفن بسازه ازمون 22
شهر پُرِ از مَرداى عَزَب 
كه رحم نكردن حتى به درياى خزر
////////////
پروانه شده پاره از پيله ، تو بازار هرچى كاره تعطيله

همه وِزِّه ، بِزَن در رو ، پرچم ، نه پایه داره نه ميله
///////////
پُرِ اَشكه حمّامه ما ، دروغ رفت زيرِ عَمّامه‌ها

بَدَل زد معما به ما ، نمیندازیم حتى به فردا نگاه


resim







کمک!
پاسخ
 سپاس شده توسط sherlock.s
#3
قسمتی از کتاب چگونه زمان را متوقف کنیم


بعد از اولین جلسه با دکتر هاچینسون،در وضعیتی فراتر از اندو و بی قراری و اضطراب و درماندگی معمولم فرو رفتم...وضعیتِ هیچ چیزی حس نکردن...
و وقتی هیچ چیزی حس نکردم،تا حدی دلتنگ سوگواری شدم...
دست کم وقتی درد را حس میکنید میدانید هنوز زنده اید!

یک بار وقتی به حال خودم بودم،از سر درماندگی، برای اینکه چیزی را حس کنم،کاری کردم...
دستکشم را بیرون آوردم،یک تکه آهن سرخ درمیان آتش که به شکل نعل اسب درآمده بود را برداشتم...و به ساعدم چسباندم!در حالیکه پوستم جلز و ولز میکرد و زیر آن میپخت،همانجا نگهش داشتم و فکم را قفل کردم...چشمهایم را بستم و فریاد زدم...

هنوز آن جای زخم را دارم!شبیه یک نیم لبخند است و با نگاه به آن آرامش عجیبی احساس میکنم...

اینم ی تیکه دیگه 4


من در زندگی فقط یک بار عاشق شده ام...به گمانم این مرا تا حدی رمانتیک نشان میدهد!
فکر اینکه یک عشق واقعی دارید،اینکه بعد از دست دادنش هیچ کس دیگری با او قابل مقایسه نخواهد بود...این فکر شیرینی است...اما خود واقعیت ترسناک است!
اینکه باید با تمام سالهای تنهایی بعد از آن روبرو شوی...وجود داشتن بعد آنکه علت وجودی تو دیگر نیست!
و علت وجودی من،تا مدتی،رز بود...
اما بعد از رفتنش،آخرین خاطره ام از او،بسیاری از خاطرات خوب را مه آلود کرد...پایانی که شروعی وحشتناک هم بود...آخرین روزی که با اون بودم...این روز در طول قرن ها روزهای بسیاری را معنی کرده...
پس...
پشت در خانه اش ایستاده بودم...
در زدم و منتظر ماندم...و دوباره در زدم.
نگهبانی که سر خیابان از کنارش گذشته بودم،حالا داشت نزدیک میشد.
-رفیق،این خانه نشانه گذاری شده است!
-بله این را میدانم.
-نباید واردش شوی امن نیست!
دستم را بالا گرفتم.
-عقب بمان!من هم گرفتار این نفرین شده ام!نزدیک تر نیا!
البته این یک دروغ بود...اما دروغی موثر...نگهبان با سرعت قابل ملاحظه ای از من دور شد!

از پشت در گفتم:
-رز...من هستم!من هستم تام!الان گریس را دیدم،کنار رودخانه.او به من گفت تو اینجا هستی...
مدتی طول کشید اما از داخل صدای او را شنیدم...
-تام...
از زمانی که آن صدا را شنیده بودم سالها میگذشت...
-رز...در را باز کن باید تو را ببینم!
-تام نمیتوانم من بیمارم...
-میدانم اما من نمیگیرم.این ماه های آخر کنار بیماران طاعونی زیادی بودم اما حتی سرما هم نخوردم!بیا رز...در را باز کن.

این کار را کرد...
و او آنجا بود...زنی شده بود...!
ما تقریبا همسن بودیم...اما حالا بنظر میرسید نزدیک پنجاه سال داشته باشد...درحالیکه من هنوز شبیه یک تازه جوان بودم...
resim
پاسخ
#4
میگم این چقد اشناس :/ جایی بن خوندتش ؟
پ.ن با دیدن عنوان تاپیک میخواستم بگم 2 گرم گل میتونه زمانو متوقف کنه :/ بعد دیدم فضا سنگینه یکم...
پاسخ
#5
(2018/10/12، 03:14 PM)Naromi نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
میگم این چقد اشناس :/ جایی بن خوندتش ؟
پ.ن با دیدن عنوان تاپیک میخواستم بگم 2 گرم گل میتونه زمانو متوقف کنه :/ بعد دیدم فضا سنگینه یکم...

22 21
resim
پاسخ
#6
من اینو خواهم خرید .
چاپ هم شده توی ایران حالا نمی دونم با حق کپی رایته یا نه
خداوند مجهز ها رو فرا نمی خونه 
بلکه فراخونده ها رو مجهز می کنه 
پاسخ
#7
اره لینک دادم میتونی از اونجا بخری 4
منم موخام بخرما ولی. جدیدا ی کتاب خریدم ک هنوزم نخوندم ب نظرت مامانم اجازه میده بخرم بازم؟ 2
resim
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد