سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

بریده کتاب
#1
Information 
سلام بچه ها دیروز که با بیبی حرف میزدم یه فکری به سرم زد که بریده قسمتهایی از کتابهایی که دوست داریم رو با کاربران به اشتراک‌بزاریم

اگر تاپیک قفل نشع فردا بریده کتابامو رنگی کنم بزارم

resim
resim
resim
resim
حضرت حافظ:
هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
از شافعی نپرسند امثال این مسائل
گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل
دل داده‌ام به یاری شوخی کشی نگاری
مرضیّةُ السجایا محمودةُ الخصائل
در عین گوشه‌گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم
وز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل
پاسخ
 سپاس شده توسط Warrior ، Arrival ، Sonia:/ ، کارآگاه مرده ، morty ، .Yasaman. ، Bahar8
#2
از کتاب هتل نیوسایت
حضرت حافظ:
هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
از شافعی نپرسند امثال این مسائل
گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل
دل داده‌ام به یاری شوخی کشی نگاری
مرضیّةُ السجایا محمودةُ الخصائل
در عین گوشه‌گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم
وز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل
پاسخ
#3
خیلی تاپیک خوبیه منم میزارم الان

البته طولانیه حوصلتون میرسه بخونید ؟22

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


اسم کتابم بالاشون نوشته 22 بابت انگشتامم معذرت
پاسخ
 سپاس شده توسط Warrior
#4
خب چندتای اول از کتاب گنجینه حکمت دفتر اول و دوم هست
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


حالا همینا فعلا باشه. خیلی مطلب داره این دوتا کتاب بعدا دوباره ازش میذارم.

یه شعری هم هست از سید اشرف الدین حسینی از کتاب نسیم شمال، که با توجه به زمان قبل از انقلاب گفته شده و الان با توجه به حقوق های نجومی بازیگران و خوانندگان، باید بگیم: رو بازیگری پیشه کن و عربده آموز 22
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط Sonia:/ ، Violet.B ، morty
#5
خیلی قشنگ بود دم شما و شاعر گرم 21
پاسخ
#6
(2018/09/22، 09:30 PM)Naromi نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
خیلی قشنگ بود دم شما و شاعر گرم 21

ممنون! 8 البته فقط دم شاعر گرم!
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط Sonia:/
#7
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.





ملتو هالو گیر اووردین؟ کی تو قرن ۱۸ تو فرانسه میگه انشاالله؟بسه دیگه اه
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
حضرت حافظ:
هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا للهِ دَرُّ قائل
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل
حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
از شافعی نپرسند امثال این مسائل
گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبود جان در میانه حائل
دل داده‌ام به یاری شوخی کشی نگاری
مرضیّةُ السجایا محمودةُ الخصائل
در عین گوشه‌گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم
وز لوح سینه نقشت هرگز نگشت زایل
ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده ، Sonia:/ ، .Yasaman.
#8
کتاب تختخوابت را مرتب کن نوشته‌ی ژنرال ویلیام اج مک یون :
«جنسیت، پیشینه‌ی مذهبی یا قومی، جهت‌گیری ذهنی و یا جایگاه اجتماعی شما مهم نیست. در این دنیا مشکلات ما مشابه است و درس‌هایی که برای غلبه بر این مشکلات و حرکت رو به جلو یاد می‌گیریم تغییر دادن خودمان و دنیای اطرافمان برای همه‌ی ما به شکلی برابر کاربرد دارند.»
resim
 اصاً بد مطلق وجود نداره میدونی
ی سری چیزا از نظر من بده، که از نظرِ تو بد نیس
ی سری چیزام از نظرِ تو بده، که از نظرِ من بد نیس
فقط کافیه که ما بتونیم با بدیای همدیگه بسازیم
بخاطر خوبیامون
 Dub dub 
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده ، Arrival ، Sonia:/ ، .Yasaman.
#9
جلاد پیش دوید و نطعی از پوست آدم گسترد و دست وزیر را گرفت و روی نطع نشانید . برق تیغ را از ظلمت غلاف کشیده عرض کرد : قربانت گردم . این شخص ، شمس وزیر است . شخص بزرگی است . سی سال خدمت کرده است . به من فرمودی گردنش را بزنم . آیا مرخص هستم ؟ از من مؤاخذه نخواهی کرد ؟ بزنم ؟ پطرس گفت : بزن گردن این زن جلب را . . . جلاد برای دفعه ی سوم عرض کرد : مرخص هستم بزنم ؟
    " شمس وزیر دید هفت صد امیر در بارگاه سرها را به زیر انداخته اند و پطرس شاه دو مرتبه حکم قتلش را داده و این ، دفعه ی سوم است . دیگری مفرّی ندارد . همچنان که زیردست جلاد بود ، سر به سوی آسمان کرد و اشک از چشمش به روی محاسن سفیدش جاری شد و از ته دل عرض کرد الهی ! تو که می دانی من مسلمانم و محض رضای تو این حرف را زدم . روا مدار که در دیار کفر به جرم مسلمانی کشته شوم . نجاتی کرامت کن . تیر دعای شمس وزیر به هدف اجابت مقرون گشت "  .
رمان امير ارسلان نامدار (121-120)

جلاد پیش دوید و نطعی از پوست آدم گسترد و دست وزیر را گرفت و روی نطع نشانید . برق تیغ را از ظلمت غلاف کشیده عرض کرد : قربانت گردم . این شخص ، شمس وزیر است . شخص بزرگی است . سی سال خدمت کرده است . به من فرمودی گردنش را بزنم . آیا مرخص هستم ؟ از من مؤاخذه نخواهی کرد ؟ بزنم ؟ پطرس گفت : بزن گردن این زن جلب را . . . جلاد برای دفعه ی سوم عرض کرد : مرخص هستم بزنم ؟
    " شمس وزیر دید هفت صد امیر در بارگاه سرها را به زیر انداخته اند و پطرس شاه دو مرتبه حکم قتلش را داده و این ، دفعه ی سوم است . دیگری مفرّی ندارد . همچنان که زیردست جلاد بود ، سر به سوی آسمان کرد و اشک از چشمش به روی محاسن سفیدش جاری شد و از ته دل عرض کرد الهی ! تو که می دانی من مسلمانم و محض رضای تو این حرف را زدم . روا مدار که در دیار کفر به جرم مسلمانی کشته شوم . نجاتی کرامت کن . تیر دعای شمس وزیر به هدف اجابت مقرون گشت "  .
رمان امير ارسلان نامدار (121-120)
She is a vampire
Be careful and stand back
پاسخ
 سپاس شده توسط morty ، کارآگاه مرده ، Sonia:/
#10
resim


از من می پرسید كه چگونه دیوانه شدم؟ چنین روی داد: یك روز، بسیار پیش از آنكه خدایان بسیار به دنیا بیاییند،از خواب عمیقی بیدار شدم ودیدم كه همه نقاب هایم را دزدیده اند. همان هفت نقابی كه خودم ساخته بودم و در هفت زندگی ام بر چهره می گذاشتم. پس بی نقاب در كوچه های پر از مردم دویدم و فریاد زدم دزد،دزد،دزدان نابكار، مردان و زنان بر من خندیدندو پاره ایآنان از ترس من به خانه هایشان پناه بردند. هنگامی كه به بازار رسیدم، جوانی كه بر سر بامی ایستاده بود فریاد برآورد این مرد دیوانه است. من یر برداشتم كه او را ببینم، خورشید نخستین بار چهره برهنه مرا بدید. نخستین بار خورشید چهره برهنه مرا بوسید ومن از عشق خورشید مشتعل شدم، و دیگر به نقاب هایم نیازی نداشتم. وگویی در حال خلسه فریاد زدم رحمت، رحمت بر دزدانی كه نقاب های مرا بردند.چنین بود كه من دیوانه شدم. واز بركت دیوانگی هم به آزادی وهم به امنیت رسیده ام، آزادی تنهایی و امنیت از فهمیده شدن، زیرا كسانی كه مرا می فهمند چیزی را در وجود ما به اسارت می گیرند. ولی مبادا كه از این امنیت، زیاد غره شوم. حتی یك دزد هم در زندان از دزد دیگر در امان نیست.


resim


از کتاب پیامبر و دیوانه (اصلش پیامبرِ دیوانس 8 ) اثر جبران خلیل جبران
عاشق کتاباییم ک باهام نقطه مشترک زیاد دارن:-))
resim
 اصاً بد مطلق وجود نداره میدونی
ی سری چیزا از نظر من بده، که از نظرِ تو بد نیس
ی سری چیزام از نظرِ تو بده، که از نظرِ من بد نیس
فقط کافیه که ما بتونیم با بدیای همدیگه بسازیم
بخاطر خوبیامون
 Dub dub 
پاسخ
 سپاس شده توسط Sonia:/ ، کارآگاه مرده




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد