سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

پرونده ی قتل (متهم Dr.HR)
#1
شرایط دادگاه :
دادگاه در مقابل جمعی از حضار مرتبط و هیئت منصفه برگذار میشه
اتهام:
در سالن تئاتر و پرده ی آخر قرار بود که ژوزف (مقتول ) با چاقوی
تقلبی توسط شما که بازیگر نقش مقابل هستید گلوش بریده بشه ( کنارش 
یک دکمست که با فشار دادنش رنگ قرمز به جای خون بیرون میریزه.
بعد از تموم شدن اجرا و بسته شدن پرده ی نمایش همسرش که در خانه 
منتظرش بوده نگرانش میشه و حدود 3 ساعت بعد به سالن تئاتر میره 
اونجا جنازه ی شوهرش رو پیدا میکنه که گلوش به جای چاقوی تقلبی 
با چاقوی واقعی بریده شده. بنابر اطلاعات شما مظنون اصلی پرونده 
هستید:

لطفا خودتون رو معرفی کنید :

دزیره بناپارت هستم از نوادگان ناپلئون

خوب خانم دزیره چه دفاعی از خودت داری ؟

من در روز قتل بیمار شده و به خانه برگشتم

شما در روز قتل در نمایش حضور داشتید ؟

بعد از نمایش
به خاط حساسیت به لوازم آرایشی که در نمایش استفاده میشه

طبق شواهد شما در نمایش اونو کشتید و بعدش به سرعت اونجا رو ترک 
کردید چه توضیحی دارید؟

توضیح بیشتری بدید من و اون همکارای خوبی بودیم گرچه پدرانمان یعنی 
برنادوت و بناپارت باهم خوب نبودند اما ما همکارای خوبی بودیم و من چون 
حالم بد شد به خانه برگشتم

شما قرار بود گلوی اونو با چاقوی پلاستیکی که توش رنگ مصنوعی ریخته
 ببرید ولی گلوی اون با چاقوی واقعی بریده شده و اثر انگشت شما هم روی
 چاقو بوده؟

ما کسی نیستیم که وسایل نمایش رو آماده میکنیم بلکه میخائیلوویچ دستیار 
کارگردان هست به علاوه ژوزف بازیگر بسیار خوبیه و من متوجه مرگ 
نبودم و به دلیل ترس از خون در کودکی و فوبیایی که داشتم فکر نمیکردم 
خون واقعی باشه و دچار حالت تهوع و سردرد شده و به خانه رفتم

چاقوی قلابی دکمه ای داره که خون ازش بیرون میریزه درحالی که چاقوی 
واقعی گلوی ژوزف رو بریده چطورمتوجه نشدید؟

من دکمه رو فشار دادم و بریدم و به دلیل فوبیایی که گفتم به گلوی ژوزف تا
 حد امکان نگاه نمیکردم و برای همین متوجه نشدم و وقتی قرمزی خون رو 
روی دستام دیدم حالم بد شد و به خانه رفتم

یعنی متوجه نشدید که گلوش رو بریدید ؟

ما یک محافظ که از خمیر مجسمه سازی درست میشه روی گلوی بازیگرا میذاریم 
که همرنگ پوسته و برای واقعی تر شدن مطلب اونو میبریم

اون روز برای ژوزف از این خمیر استفاده کردید ؟

من فقط بازیگر هستم این کار؛ کار گریمور ما خانم ژولین هست

طبق مدارکی که ما جمع کردیم شما دو روز قبل از نمایش در بیرون از صحنه ی 
تمرین دعوای شدیدی سر مقداری پول با مقتول داشتید و نمیتونستید پول رو پس بدید 
؛ قبل از هرچیز برای چی از مقتول پول گرفتید ؟

پول زیادی نبود نصف حقوق بازیگری این نمایش میشد قرار بود بعد از نمایش بهش
 بدم برای خرید خانه جدیدم نزدیک به سالن امفی تئاتر

برای خریدن خانه فقط نصف حقوق بازیتون رو کم داشتید؟

نه هربار نصف حقوقمو بهش میدادم و این قرار داد ما بود ولی این بار برای خریدن
خانه ی کوچکم به او ندادم و ازش مهلت برای دفعه بعد خواستم

چرا این درگیری بینتون پیش امد؟

چون اون برای اجاره خونش عجله داشت و مثل اینکه با صاحب خونش دعواش شده
 بود 

طبق اطلاعات به دست امده شب قبل از نمایش از یک حساب ناشناس مقدار هنگفتی 
پول به حاب شما واریزشده . میشه توضیح بدید ؟

از موزه بوده جواهراتی که از خاندانم به ارث رسیده بود رو به موزه فروختم که کار 
غیر قانونی هست میخواستم پول ژوزف رو بدم تا بتونه اجاره خونش رو بپردازه

اگه شما انقدر ثروتمند هستید پس برای چی از ژوزف پول قرض کردید؟

این برای قبل از فروش بود و من نمیخواستم جواهرات رو بفروشم بلکه میخواستم نسل 
به نسل نگهشون دارم ولی ژوزف واقعا ناراحت و عصبانی شده بود

اگه فقط نصف حقوقتون لازم بود تا پول ژوزف رو بدید چرا جواهرات رو فروختید ؟

چون ژوزف لازم داشت و نمیتونست تا نمایش بعدی صبر کنه و حقوق ما بعد از فروش 
کامل بلیط ها داده میشه و هنوز چندتا اجرای دیگه داشتیم

طبق اطلاعات به دست امده ژوزف تو باند قاچاق طلا کار میکرده و بازیگری پوشش بود ؛
 شما خبر داشتید ؟

خیر

و اون هر ماه مبلغ زیادی از یک واسطه دریافت میکرده ایا راجب این موضوع هم اطلاع 
نداشتید ؟

خیر

راجب طلاهایی که فروختید توضیح بدید:

من اونا رو به موزه فروختم و نشان ناپلئون جدم روی اونها بوده و هم
 اکنون در موزه قابل مشاهدس

روبه قاضی :

قربان این طلاها در سال 1978 به موزه ی لوور تعلق گرفت و بعد از اون در سال 1981 
دزدیده شد . 15 سال بعد در تاریخ 1996 این طلاها توسط یک فرد ناشناس به بازمانده ی
خانواده ی ناپلئون فروخته شد و 6 سال بعد به آکادمی ملی آمریکا واگذار شد و 21 روز پیش 
از آکادمی به سرقت رفت و در دو روز قبل ازنمایش توسط یک فرد ناشناس به موزه ی لوور
 فروخته شد

رو به متهم:

این یعنی این طلاها هرگز دست شما نبوده مگر اینکه شما سارق طلاها باشید چه دفاعی 
دارید ؟

من شجره نامه دارم و این جواهرات متعلق به من بوده کسی حق نداشت
اون ها رو به آمریکا بده ؛ اینها ثروت ملی فرانسه است

اگه یکبار دیگه حرف نامربوط بزنید طبق قانون به 6 ماه حبس محکوم
میشد پس دوباره میپرسم دفاعی دارید؟

گفتم اینا ثروت مل فرانسه است و نباید در آمریکا باشه بلکه باید در کشور
خودمون باشه مادرم بعد از مرگ پدرم این خیانت رو به کشور مرتکب 
شد و من درصدد انتقام بودم که با ژوزف آشنا شدم

با ژوزف چه کاری رو شروع کردید که منجر به مرگش شد ؟

من ژوزف خیلی صمیمی شدیم و اون گفت که جواهرات رو پس میگیره
ولی تقلب کرد و جواهراتو فروخت ؛عموی من در بانک کار میکنه ازش
خواستم پولهارو از حساب ژوزف به حساب من انتقال بده ،ژوزف بعد از
فهمیدن این موضوع خیلی عصبانی شد و گفت که اونارو دوباره به آکادمی
پس میده ؛ منم اونو کشتم و جواهرات رو به موزه ی لوور فروختم

شما که جواهرات رو برگردونده بودید پس چرا ژوزف رو کشتید؟

نه ژوزف گفت که اونا رو بر میگردونه و اجازه نمیده از مرز رد بشن
میخواست من رو به خاطر خرید غیر مجاز ثروت ملی لو بده

مگه پول روز قبل از مرگ ژوزف به حساب شما واریز نشد ؟

من پولارو انتقال دادم و همین باعث عصبانیتش شد و اون گفت 
که منو لو میده و اجازه نمیده که از مرز رد بشن

نظر هیئت منصفه : گناهکار
اتهامات وارده : قتل ؛ قاچاق ؛ دزدی
حکم: اعدام

"پرونده بسته شد"
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط شرل ، Dr.HR ، گرد آفرید ، Warrior ، Safoura ، Honey ، Fawtimah ، Ice girl
#2
25 خیلی خوب بود عالی بود..بازم از این پرونده ها بزار خیلی جالبه 4  25
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده
#3
مرسیییییییییی
Mood
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده
#4
آقا من یه چیزیو نمفهمم مهتم dr.hr یعنی چی؟
تمام روز میتونم ادامه بدم..............
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده
#5
یعنی متهم این پرونده dr.hr  22
resim
پاسخ
#6
واهاهااااااای تو عالی مینویسییییی 13
ایول ایول واقعا سپاس و اعتبار کمتهههه.
The problems of my past 

Are my business 

But the problems of my future 

22  are my businessn too
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده
#7
نظر لطفته ؛ مرسی 4 16
البته جوابایی که بچه ها میدن هم بی تاثیر نیست 1 16
resim
پاسخ
#8
(2018/09/22، 03:00 AM)Fawtimah نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
واهاهااااااای تو عالی مینویسییییی 13
ایول ایول واقعا سپاس و اعتبار کمتهههه.

فاطمه این پرونده طی یه مرحله نشست پرسش و پاسخ به وجود امده خخخخ ببخشید هههههه
Mood
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط Fawtimah ، کارآگاه مرده
#9
(2018/09/22، 08:18 AM)Dr.HR نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(2018/09/22، 03:00 AM)Fawtimah نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
واهاهااااااای تو عالی مینویسییییی 13
ایول ایول واقعا سپاس و اعتبار کمتهههه.

فاطمه این پرونده طی یه مرحله نشست پرسش و پاسخ به وجود امده خخخخ ببخشید هههههه
راست میگیییی؟؟؟ 19
پس ایول به دوتاتون 41 
چون من واقعا خیلی خوشم امده از این تاپیک ها 25
The problems of my past 

Are my business 

But the problems of my future 

22  are my businessn too
پاسخ
 سپاس شده توسط Dr.HR ، کارآگاه مرده
#10
Sad 
جالب بود...... 37
oh,hell !!! what does that matter? so we go round the sun! If we went round the moon, or round and round the garden like a teddy bear, It would't make any difference. sh
پاسخ
 سپاس شده توسط کارآگاه مرده




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد