سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

The case of Jenney rosy
#11
دخترک خفه شده بود. ویکی و شرلوک به لستراد خبر دادند و او هم گفت که او همراه با تیم صحنه ی جرم تا یک ساعت دیگر در انجا خواهند بود. در حین این مدت آنها تصمیم به پرسش از خانواده ی مقتول گرفتند .
ویکی سمت پاتریشیا رفت و گفت : ببینید خانم رزی الان دیگه این پرونده، پرونده ی قتل هست پس ازتون میخوام همکاری کنید و به یسری از سوالات ما پاسخ بدید.
شرلوک گفت : ما؟
ویکی چشم غره ای رفت و گفت : تو نمیخوای بپرسی نپرس!
_نه! این تویی که سوال نمیپرسی !
+چی؟! چطور میتونی انقدر پررو باشی!!!
_من پرروم؟ یا تو که داری گند میزنی به کارم و داری مانع پیشرفت من میشی
+ اولا اره تو جدا پررویی.دوما من باهات چیکار کردم که میگی دارم جلوی پیشرفت رو میگیرم؟
_تو از...
پاتریشا حرف شرلوک را قطع میکند و با کلافگی میگوید : بچه ها لطفا دعوا نکنید هم من ،هم شوهرم ، هم پسرم به تک تک سوالای شما جواب میدم . لطفا دیگه دعوا نکنید!
ویکی با مهربانی گفت : چشم خانم رزی واقعا عذر میخوام میدونید همکارم یکم ناشیه.
شرلوک باتعجب گفت : من ناشیم بچه جون ؟!
ویکی با جدیت کامل گفت : فرزندم؛ من 35 سالم و 5 سال توی ان وای پی دی(پلیس نیویورک) کار کردم. فوق لیسانس روانشناسی جناییم و تعلیمات مخصوص دانشکنده ی افسری رو هم دیدم حالا چی داری بگی؟
_ اون مدارک و 5 سال سابقه ی تو هرگز در حد تجربه و هوش بدرد نمی خورن .
+ برو بابا!
پتی (ببخشید ولی مجبورم مخفف کنم) میزند زیر گریه. شرلوک و ویکی تصمیم به پایان دادن دعوا های خود میگیرند.
ویکی از پتی میپرسد : متاسفم خانم رزی! میشه لطفا به من بگید که دخترتون دقیقا چند ساعت بود که ناپدید شده بود؟
پتی هق هق کنان توضیح داد :گفتم که حدودا 8 ساعته. از وقتی از خواب پاشدم تا الان که خبر پیدا شدن جسدش رو میشنوم. ساعت 8 از خواب بیدار شدم...میدونید دختر من شب ادراری داشت منم رفتم چک کنم ببین دوباره تخت خوابش رو خیس نکرده که متوجه شدم نیست. جیغ زدم و شوهرم رو صدا کردم بعدشم از اون پله های مارپیچی اومد پایین تا تو ی بقیه ی جاهای خونه بگردم دنبالش ژک و برت هم داشتن طبقه ی بالا را میگشتن تو کل خونه صداش زدم و دنبالش گشتم ولی پیداش نکردم بعدشم که نامه رو دیدم و زنگ زدم به پلیس وای خدای من حالا هم جسدش پیدا شده.خدای من کی ممکنه اون دخترک اروم مهربون خوشگل رو بکشه...کدوم جانی روانی تبهکاری؟
و با صدای بلند شروع به گریه کرد.
از چهره ی ویکی معلوم بود که ناراحت شده و بهم ریخته . چشمانش پر از اشک شده بوده و تلاش میکرد جلوی گریه ی خودش را بگیرد. او پتی را بغل کرد و در گوش او ارام زمزمه کرد : ما اون جانی تبهکار رو گیر میندازیم.
پایان قسمت سوم.
YOU CAN NOT STOP THE FUTURE

YOU CAN NOT BACK TO THE PAST.

THE ONLY WAY TO LEARN THE SECRET

IS TO PASS...
پاسخ
 سپاس شده توسط Warrior ، جوکر
#12
عالی بود
تو داری نشون میدی که میشه یه ویلن به جز موریارتی برای شرلوک طراحی کرد که خیلی زیرک تر باشه
به نظر من اگه تو سریال بود میتونست حد اقل چهار فصل مال خودش کنه
تمام روز میتونم ادامه بدم..............
پاسخ
 سپاس شده توسط جین مارپل
#13
(2018/08/16، 10:36 PM)I am sorry نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
عالی بود
تو داری نشون میدی که میشه یه ویلن به جز موریارتی برای شرلوک طراحی کرد که خیلی زیرک تر باشه
به نظر من اگه تو سریال بود میتونست حد اقل چهار فصل مال خودش کنه

متشکرم و از اینکه خوشتون امده خوشحالم . 1
YOU CAN NOT STOP THE FUTURE

YOU CAN NOT BACK TO THE PAST.

THE ONLY WAY TO LEARN THE SECRET

IS TO PASS...
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد