سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

خاطره بازی...
#21
(2019/01/02، 07:13 PM)Marsh_chem نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
من کم پیش میاد خاطره ای یادم بمونه ولی خب این یکی که اخیرا برام اتفاق افتاده و یکی از شادترین و بامزه ترین خاطره هامه رو میگم
چهارشنبه بود و من برای اولین بار میخواستم یکی از دوستامو ببینم(مشخصا معلومه که منظورم دوست مجازی21)
اولین بار بود که میخواستم یه نفر رو اینجوری ببینم21
یه جا قرار گذاشته بودیم و من هول و هوش اون ساعت اونجا بودم،جالب اینجا بود که قیافش رو هم یادم نمیومد:/ استرس عجیبی گرفته بودم هی از اینور به اونور میرفتم، به هر کسی که بهم نگاه می‌کرد نگا میکردم‌ و باخودم میگفتم ینی میتونه این باشه؟!
اصلااااا به این که وقتی دیدمش چی باید بگم نمیتونستم فکر بکنم21 وای خیلی افتضاح بود2124
بعد چن دقه الاف گشتن دیدم یکی خیره داره نگام میکنه25 خوف کردم21 خدا داند قیافم اون لحظه چ شکلی بود21 طرف هی نزدیک تر میومد و من به قدم رفتم عقب21
بعد یهو گفت مارش؟!7 3 دقیقا با همین قیافه:/
 و من هم اسمشو صدا زدم با همون قیافه://// و بعد مغزم تازه فهمید اوضاع از چ قراره و تازه ریکشن نشون دادم12
تا دقایق بعد هم همینطوری دستامو بهم گره کرده بودم و نگاش می‌کردم منتها از فاصله بگو نیم متری:/2124
بهم گفت یه جوری وایسادی انگار داری با رییس جمهور حرف می‌زنی21
خلاصه هر موقع یاد اون روز میوفتم قش قش میخندم21
پ ن: این ضعف ارتباط اجتماعی آدم رو میرسونه،مثل من نباشید12

مُردم 24

(2018/03/05، 03:21 PM)Seven نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
آقا ما رفتیم دفاع از مقاله بعد که برگشتیم مدرسه زدیم میز کلاس رو طوری شکوندیم که انگار از اول چهار تا تخته بوده که افتاده اون گوشه

جاااااااااان!!!!!!  13
چطوری شکوندی  22
ما میزا رو همزمان بلند میکنیم با ریتم تشویق ایلندی میکوبیم زمین لگدم میزنیم بهشون نمیشکنه

چیکار کردی فرزند؟

(2018/06/22، 02:00 PM)Harley نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ما با خانواده سر بازی ایران_استرالیا...اونجایی که استرالیا گل زد...راستش زاویه دوربین عوض شده بود بعد من هنوز به پیراهن دوم تیم ملی عادت نکردن فکر کردم اون سفیده که به گل زد ما بودیم به اونا گل زدیم نگو اونا به ما گل زدن...من و پسر عموم عین این اوسکولا پریدیم بالا داد کشیدیم گــــــــــــــــــــــــــــــللللللللللللل!!!!!!!!!
همدیگه رو بغل می کردیم می رقصیدیم یهو دیدیم همه یه جوری به ما نگاه می کنن انگار نا از اون انسان های تازه به دوران رسیده ایم یهو بابام گفت:
-اوسکولا اونا به ما گل زدن.
هیچی دیگه...بد جوری ضایع شدیم... 22 22 22 22 22

کدوم بازی؟ ما که خیلی وقته با استرالیا بازی نکردیم 22
حاجی:/

اون بازی معروفم که مال قبل تولد بنی هه حتی
resim
 واقعیتش اینه که ,  اصلن بد مطلق وجود نداره
میدونی..
یه سری چیزا از نظر من بده  که از نظر تو بد نیست
یه سری چیزام از نظر تو بده   که از نظر من بد نیست
فقط کافیه که ما بتونیم با بدیهای همدیگه بسازیم بخاطر خوبیامون
همین...






****************************************************


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
[url=http://s9.picofile.com/file/8349986268/I_ll_Be_There_For_You_THE_REMBRANDTS.mp3.html][/url]




















کمک    
پاسخ
#22
(2019/01/02، 07:13 PM)Marsh_chem نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
من کم پیش میاد خاطره ای یادم بمونه ولی خب این یکی که اخیرا برام اتفاق افتاده و یکی از شادترین و بامزه ترین خاطره هامه رو میگم
چهارشنبه بود و من برای اولین بار میخواستم یکی از دوستامو ببینم(مشخصا معلومه که منظورم دوست مجازی21)
اولین بار بود که میخواستم یه نفر رو اینجوری ببینم21
یه جا قرار گذاشته بودیم و من هول و هوش اون ساعت اونجا بودم،جالب اینجا بود که قیافش رو هم یادم نمیومد:/ استرس عجیبی گرفته بودم هی از اینور به اونور میرفتم، به هر کسی که بهم نگاه می‌کرد نگا میکردم‌ و باخودم میگفتم ینی میتونه این باشه؟!
اصلااااا به این که وقتی دیدمش چی باید بگم نمیتونستم فکر بکنم21 وای خیلی افتضاح بود2124
بعد چن دقه الاف گشتن دیدم یکی خیره داره نگام میکنه25 خوف کردم21 خدا داند قیافم اون لحظه چ شکلی بود21 طرف هی نزدیک تر میومد و من به قدم رفتم عقب21
بعد یهو گفت مارش؟!7 3 دقیقا با همین قیافه:/
 و من هم اسمشو صدا زدم با همون قیافه://// و بعد مغزم تازه فهمید اوضاع از چ قراره و تازه ریکشن نشون دادم12
تا دقایق بعد هم همینطوری دستامو بهم گره کرده بودم و نگاش می‌کردم منتها از فاصله بگو نیم متری:/2124
بهم گفت یه جوری وایسادی انگار داری با رییس جمهور حرف می‌زنی21
خلاصه هر موقع یاد اون روز میوفتم قش قش میخندم21
پ ن: این ضعف ارتباط اجتماعی آدم رو میرسونه،مثل من نباشید12


راست میگه خیلی قیافش دیدنی بود21 بعد که منو شناخت هی میرفت عقب هی میرفت عقب دیگه کم مونده بود بره تو باغچه 21
خیلی هم استرس داشت :12 21
پاسخ
 سپاس شده توسط Marsh_chem




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد