سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

مسابقه اتاق فرار
#11
من میگم معما
"بدی زندگی واقعی اینه که توی لحظات حساس موزیک نداره"
پاسخ
#12
هي خب ميريد سمت معما
روي ديواار يكسري عكس هست و كاغذ كه روي انها معما نوشته شده است.
قتل یا خودکشی؟
زن میانسال کلید را در قفل در چرخاند و وارد خانه شد. سکوت فضا را پر کرده بود. چندبار مهرداد و مهین را صدا زد اما جوابی نشنید. تعجب کرد، مهین بی‌خبر بیرون نمی‌رفت. تصور کرد او خوابیده اما او طبق برنامه ساعت 4 هر روز درس می‌خواند. خریدهایش را داخل آشپزخانه گذاشت و به سمت اتاق دخترش رفت.
در را که باز کرد شوکه شد. جسد مهین غرق در خون روی تخت قرار داشت. اسلحه کلتی در دست راستش بود. سیگاری نیمه سوخته هم در دست چپش بود.چند بار صدایش کرد اما نگاه دخترش به سقف دوخته بود و پاسخی نداد. با صدای داد و فریاد زن میانسال همسایه‌ها وارد خانه آنها شده و با دیدن پیکر غرق در خون دختر جوان با اورژانس تماس گرفتند.دقایقی بعد امدادگران اورژانس خود را به آنجا رساندند و بعد از معاینه پیکر دختر جوان اعلام کرد سه ساعت از مرگ او گذشته و نمی‌توانند کاری انجام دهند. به‌دلیل مشکوک بودن علت مرگ، امدادگران با مرکز پلیس تماس گرفتند و موضوع را گزارش کردند.
ماموران کلانتری با حضور در خانه تحقیقات خود را آغاز کردند. بررسی‌ها نشان می‌داد، دختر جوان با شلیک گلوله خودکشی کرده است. وقتی ماجرا را به بازپرس جنایی اعلام کردند، او دستور داد یکی از ماموران پلیس آگاهی با حضور در محل تحقیقات درباره قتل یا خودکشی بودن مرگ دختر جوان را آغاز کند.
سروان میری در اداره آگاهی در حال بازجویی از متهمی بود که مامور کلانتری در تماس با او، ماجرای خودکشی را اعلام کرد . سروان آدرس را یادداشت کرد و راهی محل حادثه شد. خانه مورد نظر در غرب تهران قرار داشت. بر اساس آدرس، کارآگاه مقابل خانه‌ای 20 واحدی توقف کرد. سربازی در مقابل در ایستاده بود که سروان با راهنمایی او به طبقه سوم رفت. وارد آپارتمان شماره 9 شد. زنی در گوشه سالن بی تابی می‌کرد و همسایه‌ها سعی می‌کردند او را آرام کنند. ماموران در اتاقی که فضای آن را نور قرمزی پر کرده بود در حال نمونه برداری بودند.
افسر تجسس با مشاهده کارآگاه میری به سمت او آمد و گفت: دختر 18 ساله امروز با شلیک گلوله به زندگی‌اش پایان داده است. از او وصیت‌نامه یا دستنوشته‌ای پیدا نشده تا انگیزه‌اش مشخص شود اما به نظر می‌رسد اختلافی که با برادرش داشته در تصمیمش بی تاثیر نبوده است.
چه اختلافی؟
مهین دختری بود که در چارچوب‌های خانواده‌اش نمی‌گنجید به همین خاطر با آنها اختلاف داشت. حتی قبل از خودکشی در اتاقش سیگار کشیده است.
قرار بود امسال در کنکور شرکت کند اما درس نخوانده بود.
سلاح را از کجا آورده بود؟
این سلاح متعلق به پدرش بود که به صورت غیرقانونی در خانه نگهداری می‌کرد.
گلوله را به کجا شلیک کرده بود؟
به سینه‌اش .
یک گلوله؟
بله.
کسی صدای شلیک گلوله را شنیده است؟
نه . آنها فقط صدای بلند تلویزیون را از این خانه شنیده بودند.
سروان سپس وارد اتاق خواب دختر جوان شد. جسد او غرق در خون روی تخت قرار داشت. سیگار در دست چپش بود. به نظر می‌رسید در حالی که سیگار می‌کشیده، به خود شلیک کرده بود.چشمانش به سقف خیره مانده و اسلحه کلت در دست چپش قرار داشت.
به هم ریختگی در اتاق دیده نمی‌شد و روی میز یک بسته سیگار و فندک قرار داشت. سروان نگاهی به بسته سیگار انداخت که نصف سیگارهای آن کشیده شده بود.
بعد از اتاق خارج شد و به تحقیق از مادر دختر جوان پرداخت. زن میانسال پریشان و بی‌تاب بود و به سختی به پرسش‌های سروان پاسخ می‌داد.
دخترتان سابقه خودکشی داشت؟
نه . تا به حال حرفش را هم نزده بود.
پس چرا خودکشی کرد؟
نمی‌دانم. خودم هم شوکه شده‌ام. وقتی از سر کار آمدم خانه ساکت بود. فکر کردم مهین خواب است به اتاقش رفتم که با جسد غرق در خون او روبه‌رو شدم.
امروز در خانه تنها بود؟
تا ظهر که پسرم هم در خانه بود. او برای دیدن یکی از دوستانش ساعت 2 از خانه خارج می‌شود که این اتفاق رخ می‌دهد.
مهین همیشه سیگار می‌کشید؟
مدتی بود مخفیانه می‌کشید.
چرا با برادرش اختلاف داشت؟
همین رفتارهایش باعث اختلاف آنها شده بود. پسرم از او می‌خواست که دست از این رفتارهایش بردارد.سروان سپس به بازجویی از برادر مهین پرداخت. پسر جوان از مرگ خواهر ناراحت بود.
چرا خواهرتان خودکشی کرد؟
مدتی بود افسرده شده بود. فکر کنم به خاطر آن است. همیشه سرش تو گوشی تلفن همراه بود.
امروز تا چه زمانی خانه بودید؟
تا حدود 5/2.
با هم درگیر شدید؟
نه اصلا.
من خواب بودم و او در اتاقش درس می‌خواند.
سروان پس از بازجویی از مادر و پسر گزارش ماجرا را نوشت و برای بازپرس ارسال کرد.جواب را با دليل بگوييد و جواب درست سرنخ خروج ازاتاق است.
[تصویر:  no_one_ever_got_to_me.png]
پاسخ
#13
اسلحه کلت اخر دست راست بود یا چپ؟
سیگار چی شد؟
چرا به سینش شلیک کرد لقمه دور سرش گردوند؟
صدای بلند تلوزیون؟ خوابیدن یک نفر بدون درگیری؟
بدون سابقه خودکشی یهو مرده؟چرا داداشه میخواست بفهمونه که افسرده بوده بخاطر سیگار گوشی ؟ نه
قتله
داداشه قاتله
اگر کسی  
در مراسم درگذشت من
 گریه کند 
دیگر با او
صحبت نخواهم کرد
پاسخ
#14
كاملا درسته .خب جوابو پيدا كرديد و لي چه ربطي به رمز خرو جتون داره.انت خاب بعدي تون
[تصویر:  no_one_ever_got_to_me.png]
پاسخ
#15
متوجه نشدم؟
اگر کسی  
در مراسم درگذشت من
 گریه کند 
دیگر با او
صحبت نخواهم کرد
پاسخ
#16
(2017/10/29، 08:41 PM)king نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
كاملا درسته .خب جوابو پيدا كرديد و لي چه ربطي به رمز خرو جتون داره.انت خاب بعدي تون

اه من همون اول گفتم صندوقچه
اگر کسی  
در مراسم درگذشت من
 گریه کند 
دیگر با او
صحبت نخواهم کرد
پاسخ
#17
صندوقچه رو باز ميكني  و توش يه برگه مي بيني كه نوشته
حروف=رمز
حالا چي كار ميكني
[تصویر:  no_one_ever_got_to_me.png]
پاسخ
#18
اگه رمزو اشتباه بگم چی میشه؟

راستی اسم قاتل مهرداده
اگر کسی  
در مراسم درگذشت من
 گریه کند 
دیگر با او
صحبت نخواهم کرد
پاسخ
#19
در براي هميشه قفل مي شه.انتخاب بعدي
[تصویر:  no_one_ever_got_to_me.png]
پاسخ
#20
ریلی؟ 13
میتونم چندتا سوال راجب رمز بپرسم؟
اگر کسی  
در مراسم درگذشت من
 گریه کند 
دیگر با او
صحبت نخواهم کرد
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد