سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

تالار وحشت
#31
(2017/09/10، 03:23 PM)Shekufeh نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
کی به یوفوها اعتقاد داره؟اگه وجودشون درست باشه اینم میتونه کار اونا باشه
من اعتقاد ندارم !
پاسخ
#32
از عجیبترین پرونده های تاریخ 
اتاق 342
پاریس، سال ۱۸۸۹، در یک نمایشگاه جهانی، انبوهی از تجار و جهانگرد ها و خریداران شهر را پر کرده بودند.هتل ها همه رزرو شده بود. در ماه می مادر و دختری انگلیسی از هندوستان به مارسی و سپس به پاریس رسیدند.

آن ها اتاقی در یکی از هتل های پاریس اجاره کردند....اتاق ۳۴۲، اتاقی مجلل با پرده های ضخیم ارغوانی، کاغذ دیواری های صورتی و مبلمان مجلل، میزهای بیضی شکل و ساعت دیواری تزیین شده بود.

تقریباً به محض ورود حال مادر بد شد و به رختخواب رفت، دکتر هتل او را معاینه کرد و از دختر چند سوال کرد؛ سپس او و رئیس هتل در گوشه ای با هم مشورت کردند. اگر چه دختر فرانسوی نمی دانست اما از دستوراتی که دکتر به او داد فهمید که مادر او سخت بیمار است و به دارویی احتیاج دارد که فقط در مطب دکتر در سمت دیگر پاریس پیدا میشود.

دختر می بایست به آن جا برود و دارو را بیاورد، دختر سوار کالسکه ای شد و با تاخیر فراوان به مطب دکتر رسید و در آنجا مدتی معطل شد تا دَوا را گرفت و با تاخیر فراوان مراجعت کرد.

۴ ساعت گذشته بود...به محض رسیدن از کالسکه بیرون پرید و به سراغ رئیس هتل رفت و پرسید:حال مادرم چطور است؟ رییس با حیرت به او نگاه کرد: کی را می گویید؟ دختر با حیرت شرح داد که کیست و چرا تاخیر کرده است.رییس هتل گفت: اما من چیزی درباره مادر شما نمی دانم شما تنهایی به اینجا آمدید.

دختر اعتراض کرد:چند ساعت قبل با هم اتاق رزرو کردیم، به دفتر هتل نگاه کنید. رییس دفتر را به او نشان داد که امضای دختر جایی که می باید امضای مادر باشد نام بیگانه ای به چشم می خورد: اما ما هر دو امضا کردیم و اتاق ۳۴۲ به ما داده شد...مادرم آنجاست مرا به آنجا ببرید.

رییس او را مطمئن کرد که اتاق ۳۴۲ به وسیله یک خانواده فرانسوی گرفته شده و آن ها اسباب خود را آنجا گذاشته اند و بیرون رفته اند.

دختر متوجه شد پرده ارغوانی نیست و کاغذ دیواری اتاق هم صورتی نبود، مبل راحتی و ساعتی هم در کار نبود، دختر دکتر هتل را پیدا کرد و درباره مادرش صحبت کرد دکتر معاینه مادر او را انکار کرد. دختر موضوع را به سفارت انگلیس اطلاع داد و آن ها داستان او را نپذیرفتند او پلیس و روزنامه ها را نتوانست متقاعد کند و سرانجام به انگلستان بازگشت.

بعضی حدس می زنند که مادر دختر در هند مبتلا به طاعون شد ودکتر بعداز معاینه و تشخیص و مشورت با رییس هتل نتیجه گرفتند پخش این خبر در مطبوعات وضعیت شهر و نمایشگاه را مختل خواهد کرد.

اما آیا توانستند ظرف ۴ ساعت تمام تزئینات اتاق را تغییر دهند؟بر سر مادر چه آمد؟اسرار این ماجرا هیچگاه فاش نشد....

ɨ'ʟʟ ҡɛɛք ʍʏ sɨɢɦts օռ a աaҡɨռɢ ɖʀɛaʍ
ɨ ɢaʋɛ ʍʏ ʟɨʄɛ tօ tɦɛ ʋɨʟɛ ɮɛ ʍɛ
ɨ aʍ ɮʊt օռɛ օʄ a ɖʏɨռɢɮʀɛɛɖ
پاسخ
 سپاس شده توسط Nila
#33
روح هلندی سرگردان
بی‌‌شك داستان (روح هلندی) معروف‌ترین داستان در میان تمام كشتی‌های شبح‌زده می‌باشد. هر چند كه بیشتر این داستان‌ با افسانه عجین گشته است ولی اصل آن بر پایه حقیقت می‌باشد.
 
در سال 1680 یك كشتی به فرماندهی ناخدا (هندریك و اندردكن) سفر خود را از آمستردام به (باتاویا) بندری در هندشرقی آغاز كرد. بنا براین افسانه، وقتی كشتی (واندردكن) در حال گذشتن از (دماغه امیدنیك) بود گرفتار طوفانی سهمگین شد.
 
واندردكن توجهی به خطرات این طوفان كه از نظر ملاحان هشداری از جانب خداوند بود، نكرد. كشتی در نبرد با طوفان و گردباد از هم پاشید و غرق شد و همه خدمه آن طعمه دریا شدند. می‌گویند واندردكن توسط خداوند تنبیه شد. تنبیه او این بود كه روحش تا ابدیت در نزدیكی دماغه در كشتی خود سرگردان باشد.
 
چیزی كه این افسانه را ماندگار كرده این است كه تاكنون بارها حتی در قرن بیستم افراد مختلفی ادعا كرده‌اند (روح هلندی) را دیده‌اند. یكی از نخستین شاهدان این ادعا كاپیتان و خدمه یك كشتی انگلیسی در سال 1835 بودند. آنها اعلام كردند كه در طوفانی وحشتناك كشتی روح مانندی را دیده‌اند كه به كشتی آنها نزدیك شده است. آن كشتی آنقدر نزدیك شد كه خدمه انگلیسی از تصادف قریب‌الوقوع دو كشتی به هراس افتادند ولی ناگهان كشتی ارواح ناپدید گشت.
(روح هلندی) بار دیگر در سال 1881 توسط دو نفر از ملوانان كشتی (باچانته) دیده شد و روز بعد از آن یكی از آن دو نفر از بالای بادبان كشتی به پایین افتاد و از دنیا رفت. در ماه مارس سال 1939 هم این كشتی ارواح در ساحل آفریقای جنوبی دیده شد و تعداد زیادی از مردم كه در ساحل مشغول استراحت و تفریح بودند قسم خوردند كه با چشمان خود آن را دیده‌اند و جزئیات كشتی هلندی را توصیف نمودند.
 
درآن روز، روزنامه چاپ آفریقای جنوبی در گزارش خود نوشت: (آن كشتی با سرعتی وهم‌آلوده مستقیم به سوی ساحل پیش می‌آمد. همه به تكاپو افتاده بودند و می‌پرسیدند كه آن چیست و از كجا آمده است؟ ولی درست وقتی كه هیجان به اوج خود رسید، كشتی اسرارآمیز همان‌طور كه ناگهان آمده بود، ناگهان ناپدید شد. آخرین باری كه این كشتی دیده شد در سال 1942 و در ساحل كیپ‌تاون بود. در آن روز چهار نفر روح هلندی را دیدند كه به ناگاه محو شد.

ɨ'ʟʟ ҡɛɛք ʍʏ sɨɢɦts օռ a աaҡɨռɢ ɖʀɛaʍ
ɨ ɢaʋɛ ʍʏ ʟɨʄɛ tօ tɦɛ ʋɨʟɛ ɮɛ ʍɛ
ɨ aʍ ɮʊt օռɛ օʄ a ɖʏɨռɢɮʀɛɛɖ
پاسخ
 سپاس شده توسط Nila
#34
(2017/09/08، 11:21 PM)miss.Rahimi نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
یه چیزی مث این دوتا بود به اسم بلادی مری . سه بار تو اینه نگاه میکنی و میگی بلادی مری . یه زنو تو اینه میبینی و اون چشماتو در میاره 22 ولی خب چرته ...

واااااااااااای من خیلی کوچیک بودم دوستم اینو بهم گفت بعد چون بچه بودم و احمق امتحان کردم ینی تا دو ماه فک میکردم زنیکه مری از در میاد تو چشای منو در میاره
ینی قشنگ دو ماه روانی شده بودم
خدا بگم اون دوستمو چیکار نکنه
پاسخ
#35
در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. 

هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، 
قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. 

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.


 




دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتیاست. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. 

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتیکشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجهشدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 
بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتینوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتینوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتینوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرتنوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

ɨ'ʟʟ ҡɛɛք ʍʏ sɨɢɦts օռ a աaҡɨռɢ ɖʀɛaʍ
ɨ ɢaʋɛ ʍʏ ʟɨʄɛ tօ tɦɛ ʋɨʟɛ ɮɛ ʍɛ
ɨ aʍ ɮʊt օռɛ օʄ a ɖʏɨռɢɮʀɛɛɖ
پاسخ
 سپاس شده توسط Milad ، Nila
#36
شنتی دوا، دختربچه عجیب!
شنتی دختربچه ای 4 ساله بود که در هند زندگی میکرد و مدام به پدر و مادرش میگفت که در روستای «موترا»  زندگی میکنه و مادر سه کودک هم هست. همچنین اسم خودشو لوجی (Ludgi) میدونست.
بعد از تکرار این داستان توسط شنتی، خانوادش تصمیم به برسی این موضوع میگیرن و بعد از تحقیقی متوجه میشون که موترا نام روستایی واقعی بوده که زنی به نام لوجی که به تازگی از دنیا رفته اونجا زندگی میکرد؛ این زن همچنین سه فرزند هم داشت.

والدین شنتی که بسیار متعجب شدند بودند دخترشونو به این روستا برده و با کمال تعجب ممیبینن که کودک 4 ساله‌شون به راحتی با لهجه محلی این روستا آشنایی کامل دارد و با مردم به زبان محلی حرف میزنه!!
نکته جالب اینکه شنتی 24 راز مختلف از زندگی لوجی رو برملا کرد که همگی کاملاً صححیح بودن.

ɨ'ʟʟ ҡɛɛք ʍʏ sɨɢɦts օռ a աaҡɨռɢ ɖʀɛaʍ
ɨ ɢaʋɛ ʍʏ ʟɨʄɛ tօ tɦɛ ʋɨʟɛ ɮɛ ʍɛ
ɨ aʍ ɮʊt օռɛ օʄ a ɖʏɨռɢɮʀɛɛɖ
پاسخ
 سپاس شده توسط Nila
#37
بچه ها من کنکور اولویت اولم در اومدم اومدم بهتون شیرینی بدم با مطلب بیشتر 4 21 8
شمام ببینین کرمتون چقدره بهم شیرینی بدین 4  24 24 




پیام رادیویی عجیب 
ایستگاه اعداد یا "number station" به ایستگاه‌های رادیویی موج کوتاهی گفته می‌شود که در آن‌ها معمولاً یک نفر در حال خواندن یک سری اعداد است که می‌توان آن‌ها را پس از کدگشایی به یک پیام معنادار تبدیل کرد. از کاربردهای احتمالی این ایستگاه‌ها، ارتباط کشورها جاسوس‌هایشان در نقاط دیگر جهان است. جاسوسان با در اختیار داشتن کلید رمزگشایی این کدها می‌توانند پیام آن را متوجه شوند.
در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی پیامی به ایستگاه اعداد کشور لهستان فرستاده میشه.در این ویدیو آهنگ swedish Rhapsody NO.1 رو میشنویم.آهنگ چندین بار قطع میشه و دختر بچه ای به زبان آلمانی تعدادی عدد رو تکرار میکنه.به این صورت:
دو بار میگه 
1534567890
باز دوبار تكرارش مي كنه
1534567890
بعد ميگه achtung
17577
17577
باز دوباره achtung
17758
19999
19999
Achtung ٣بار
7

Achtung ٣ بار
81871
81871
Achtung 
54198
54198
Achtung 
8956
Achtung 
8956
Achtung 
81154
81154
Achtung 
080
Achtung 
080
Achtung 
1841
Achtung 
1841
417855
Achtung 
417855
کلمه ی Achtung به معنیه هشدار هست.
این پیام صوتی بی شک یکی از بحث برانگیزترین پیام های ایستگاه اعداد بوده است.در کل ۳ بار فرستاده شد..اولین بار در دهه ی ۱۹۷۰..دومین بار سال ۱۹۹۷...و سومین بار در سال ۲۰۰۷.
کارمندان ایستگاه هنوز نتوانستند این پیام رو رمز گشایی کنند..و نمیدانند که این پیام حاویه هشداره کدام یک از اتفاقات ناخوشایند لهستان بوده است!
همچنین همین صوت رو روی بازیه sad satan میشنویم.

ɨ'ʟʟ ҡɛɛք ʍʏ sɨɢɦts օռ a աaҡɨռɢ ɖʀɛaʍ
ɨ ɢaʋɛ ʍʏ ʟɨʄɛ tօ tɦɛ ʋɨʟɛ ɮɛ ʍɛ
ɨ aʍ ɮʊt օռɛ օʄ a ɖʏɨռɢɮʀɛɛɖ
پاسخ
 سپاس شده توسط Nila ، Milad
#38
?خرس هاس برنستین?
.
نظریه ی جهان های موازی یا "parallel universe"  یکی از دور از ذهن ترین نظریه های نسبیت هستش.این نظریه بیانگر این هستش که جهان های دایره ای شکلی وجود دارند که با گذشت زمان ما به جهان های جدیدتر میریم و جهان قبل عوض میشه.بعضی وقتها این جهان ها دچار تداخل میشن و اثرهای هم رو خنثی میکنن.

شاید متن بالا خیلی قابل مفهوم نبوده باشه ولی الان تاثیرش روی انسان ها رو توضیح میدم تا بهتر درکش کنید.
وقتی این تداخل ایجاد میشه یک سری اتفاق های افتاده خنثی میشن و در جهان جدید اتفاق نمیوفتن..یا اینکه یک سری اتفاقات نیوفتاده در دنیای جدید اتفاق میوفتند.
یکی از معروف ترین مثال هاش مجموعه کتاب ها و کارتون های "خرس های برنستین یا "berenstain bears" اثر استن و جَن برنستین هستش.این کارتون و کتاب ها بسیار محبوب بودند و همه طرفدارشون بودند.اما مردم بعد از مدت ها که به مجموعه ها دوباره سر زدند متوجه یک چیزه عجیب شدند.تقریبا همه این کتاب ها رو با اسم:
"BerestEin bears"
به خاطر میاوردند.ولی الان متوجه شدند که اسم اصلیش:
"BerenstAin bears"
بوده.همه فکر میکردند که با E نوشته میشه و برنستِین برز تلفظ میشه در صورتی که همیشه با A نوشته و برنستین برز تلفظ میشده.

شاید بگید خب شباهت فونت باعث اشتباه مردم شده.ولی غیر ممکنه همه با هم چشمشون اشتباه دیده باشه!
بعضی ها که شدیدا طرفدار این مجموعه ها بودند قسم میخورند که برنستِین برز بوده.حتی یک خانواده به خاطر اینکه فامیلیشون برنستِین بوده مورد تمسخر قرار میگرفتند و همه بهشون میگفتند برنستِین برز ولی الان میبینند که اسم این مجموعه ها با فامیلیشون فرق میکرده.
در اینترنت یک سری عکس پخش شده بود که ثابت کنه این مجموعه قبلا برنستِین نام داشته و الان برنستین شده.ولی مشخص شده که همشون فوتوشاپ بوده.
جَن و استن از دنیا رفتند ولی پسرشون توضیح داده که فامیلیشون همیشه برنستین بوده و از جدشون که از اکراین به آمریکا مهاجرت کردند روشون بوده و به اکراینی "برشاین" تلفظ میشده.
جالب اینجاست که این تنها اتفاقی نیست که همه ی مردم درش اشتباه کردند.تعداد زیادی از اتفاقات دنیا این تاثیر رو روی مردم داشتند..یک اسم برای این قضیه گذاشتن که معروفه به تاثیر ماندلا یا "Mandela effect".
نلسون ماندلا در سال ۲۰۱۳ در خانه اش از دنیا رفت.ولی قبل از اون سال تعداد بسیار زیادی از مردم فکر میکردند که ماندلا در دهه ی ۸۰ میلادی و در زندان جان سپرده!! به خاطر همین نام تاثیر ماندلا رو برای این اتفاق انتخاب کردند. اتفاقات اینچنینی زیادی رخ داده که در وب سایت mandela effects همه رو توضیح داده...سر بزنید چون مثال های جالبی داره.
این ها همه دلایل خوبی برای صحت داشتنه نظریه ی جهان های موازی هستند و خیلی ها قبول کردند که مجموعه ی برنستین در جهان گذشته برنستِین نام داشته.چمیدونم لابد جدشون تو جهان گذشته از آلمان اومده بود آمریکا!(چون در زبان آلمانی اسامی حاویه ei زیاد هستش).
پ.ن:دوستان این داستان یکی از داستان های مورد علاقه ی خوده من بوده و بسیار جالب هستش ولی متاسفانه وقتی ترجمه کردم اونطور که میخواستم نشد چون هیچ کدوم از این اتفاقاته ذکر شده شامل ما ایرانیا نمیشد و درکش ساده نبوده.اگر انگلیسیتون خوبه ویدیو رو نگاه کنید چون بیشتر قابل فهم میشه براتون.
برای اطلاعات بیشتر "جهان های موازی" رو در گوگل سرچ کنید.

ɨ'ʟʟ ҡɛɛք ʍʏ sɨɢɦts օռ a աaҡɨռɢ ɖʀɛaʍ
ɨ ɢaʋɛ ʍʏ ʟɨʄɛ tօ tɦɛ ʋɨʟɛ ɮɛ ʍɛ
ɨ aʍ ɮʊt օռɛ օʄ a ɖʏɨռɢɮʀɛɛɖ
پاسخ
 سپاس شده توسط Nila ، Milad
#39
(2017/09/17، 11:05 AM)SH_LL نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
?خرس هاس برنستین?
.
نظریه ی جهان های موازی یا "parallel universe"  یکی از دور از ذهن ترین نظریه های نسبیت هستش.این نظریه بیانگر این هستش که جهان های دایره ای شکلی وجود دارند که با گذشت زمان ما به جهان های جدیدتر میریم و جهان قبل عوض میشه.بعضی وقتها این جهان ها دچار تداخل میشن و اثرهای هم رو خنثی میکنن.

شاید متن بالا خیلی قابل مفهوم نبوده باشه ولی الان تاثیرش روی انسان ها رو توضیح میدم تا بهتر درکش کنید.
وقتی این تداخل ایجاد میشه یک سری اتفاق های افتاده خنثی میشن و در جهان جدید اتفاق نمیوفتن..یا اینکه یک سری اتفاقات نیوفتاده در دنیای جدید اتفاق میوفتند.
یکی از معروف ترین مثال هاش مجموعه کتاب ها و کارتون های "خرس های برنستین یا "berenstain bears" اثر استن و جَن برنستین هستش.این کارتون و کتاب ها بسیار محبوب بودند و همه طرفدارشون بودند.اما مردم بعد از مدت ها که به مجموعه ها دوباره سر زدند متوجه یک چیزه عجیب شدند.تقریبا همه این کتاب ها رو با اسم:
"BerestEin bears"
به خاطر میاوردند.ولی الان متوجه شدند که اسم اصلیش:
"BerenstAin bears"
بوده.همه فکر میکردند که با E نوشته میشه و برنستِین برز تلفظ میشه در صورتی که همیشه با A نوشته و برنستین برز تلفظ میشده.

شاید بگید خب شباهت فونت باعث اشتباه مردم شده.ولی غیر ممکنه همه با هم چشمشون اشتباه دیده باشه!
بعضی ها که شدیدا طرفدار این مجموعه ها بودند قسم میخورند که برنستِین برز بوده.حتی یک خانواده به خاطر اینکه فامیلیشون برنستِین بوده مورد تمسخر قرار میگرفتند و همه بهشون میگفتند برنستِین برز ولی الان میبینند که اسم این مجموعه ها با فامیلیشون فرق میکرده.
در اینترنت یک سری عکس پخش شده بود که ثابت کنه این مجموعه قبلا برنستِین نام داشته و الان برنستین شده.ولی مشخص شده که همشون فوتوشاپ بوده.
جَن و استن از دنیا رفتند ولی پسرشون توضیح داده که فامیلیشون همیشه برنستین بوده و از جدشون که از اکراین به آمریکا مهاجرت کردند روشون بوده و به اکراینی "برشاین" تلفظ میشده.
جالب اینجاست که این تنها اتفاقی نیست که همه ی مردم درش اشتباه کردند.تعداد زیادی از اتفاقات دنیا این تاثیر رو روی مردم داشتند..یک اسم برای این قضیه گذاشتن که معروفه به تاثیر ماندلا یا "Mandela effect".
نلسون ماندلا در سال ۲۰۱۳ در خانه اش از دنیا رفت.ولی قبل از اون سال تعداد بسیار زیادی از مردم فکر میکردند که ماندلا در دهه ی ۸۰ میلادی و در زندان جان سپرده!! به خاطر همین نام تاثیر ماندلا رو برای این اتفاق انتخاب کردند. اتفاقات اینچنینی زیادی رخ داده که در وب سایت mandela effects همه رو توضیح داده...سر بزنید چون مثال های جالبی داره.
این ها همه دلایل خوبی برای صحت داشتنه نظریه ی جهان های موازی هستند و خیلی ها قبول کردند که مجموعه ی برنستین در جهان گذشته برنستِین نام داشته.چمیدونم لابد جدشون تو جهان گذشته از آلمان اومده بود آمریکا!(چون در زبان آلمانی اسامی حاویه ei زیاد هستش).
پ.ن:دوستان این داستان یکی از داستان های مورد علاقه ی خوده من بوده و بسیار جالب هستش ولی متاسفانه وقتی ترجمه کردم اونطور که میخواستم نشد چون هیچ کدوم از این اتفاقاته ذکر شده شامل ما ایرانیا نمیشد و درکش ساده نبوده.اگر انگلیسیتون خوبه ویدیو رو نگاه کنید چون بیشتر قابل فهم میشه براتون.
برای اطلاعات بیشتر "جهان های موازی" رو در گوگل سرچ کنید.

جالب بود
there may or may not be tomorrows
پاسخ
#40
با این داستانا آدم شب خوابشون رو می بینه
به نظرم اون اتاق ۳۴۲ ترسناک تر و عجیب تر بود
دختر بیچاره
Sh-It's okay
J-It's not okay
...SH-No
SH-But it is what it is

resim
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد