سلام مهمان عزیز، اگر این پیغام رو میبینی یعنی هنوز تو انجمن بیکر ثبت نام نکردی. برای ثبت نام اینجا کلیک کن و از تمام امکانات انجمن استفاده کن و لذت ببر.
اگر قبلا ثبت نام کردی، وارد شو.
جهت حمایت از انجمن
کلیک کنید
logo

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
شرکت در نظر سنجي کاربر برتر ماه با جوايز ويژه

مشاعره!!!!
پيغامگير خانه‌ی حافظ:

رفته ام بيرون من از كاشانه‌ی خود، غم مخور

تا مگر بينم رخ جانانه‌ی خود، غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر كه بگذاری پيام

زان زمان كو باز گردم خانه‌ی خود، غم مخور

 

پيغامگير خانه‌ی سعدی:

از آوای دل‌انگيز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پيغام تو خواهم گفت پاسخ

فلك گر فرصتی دادی به دستم

 

پيغامگير خانه‌ی فردوسی:

نمی‌باشم امروز اندر سرای

كه رسم ادب را بيارم  به‌جای

به پيغامت ای دوست گويم جواب

چو فردا برآيد بلندآفتاب

 

پيغامگير خانه‌ی خيام :

اين چرخ فلك، عمر مرا داده به باد

ممنون توام كه كرده‌ای از من ياد

رفتم سر كوچه، منزل كوزه فروش

آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد

 

پيغامگير خانه‌ی منوچهری:

از شرم به رنگ باد باشد رويم

در خانه نباشم كه سلامی گويم

بگذاری اگر پيام، پاسخ دهمت

زان پيش كه همچو برف گردد رويم

 

پيغامگير خانه‌ی مولانا :

بهر سماع از خانه‌ام، رفتم بُرون، رقصان شوم

شوری بر انگيزم به پا، خندان شوم، شادان شوم

برگو به من پيغام خود، هم نمره و هم نام خود

فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم

 

پيغامگير خانه‌ی باباطاهر عريان:

تليفون كرده‌ای جانُم فدايت

الهی من به  قربون صدايت

چو از صحرا بيايُم نازنينُم

فرستم پاسخی از دل برايت
من ساده و بی رنگم 
من عاشق دلتنگم 
صدبار بزن ، قطع کن ، 
من عاشق تک زنگم
پاسخ
 سپاس شده توسط Naromi ، گراویتون ، Dr.HR ، Fawtimah ، کارآگاه مرده
(2018/05/20، 10:47 AM)Lestrade نوشته است: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
پيغامگير خانه‌ی حافظ:

رفته ام بيرون من از كاشانه‌ی خود، غم مخور

تا مگر بينم رخ جانانه‌ی خود، غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر كه بگذاری پيام

زان زمان كو باز گردم خانه‌ی خود، غم مخور

 

پيغامگير خانه‌ی سعدی:

از آوای دل‌انگيز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پيغام تو خواهم گفت پاسخ

فلك گر فرصتی دادی به دستم

 

پيغامگير خانه‌ی فردوسی:

نمی‌باشم امروز اندر سرای

كه رسم ادب را بيارم  به‌جای

به پيغامت ای دوست گويم جواب

چو فردا برآيد بلندآفتاب

 

پيغامگير خانه‌ی خيام :

اين چرخ فلك، عمر مرا داده به باد

ممنون توام كه كرده‌ای از من ياد

رفتم سر كوچه، منزل كوزه فروش

آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد

 

پيغامگير خانه‌ی منوچهری:

از شرم به رنگ باد باشد رويم

در خانه نباشم كه سلامی گويم

بگذاری اگر پيام، پاسخ دهمت

زان پيش كه همچو برف گردد رويم

 

پيغامگير خانه‌ی مولانا :

بهر سماع از خانه‌ام، رفتم بُرون، رقصان شوم

شوری بر انگيزم به پا، خندان شوم، شادان شوم

برگو به من پيغام خود، هم نمره و هم نام خود

فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم

 

پيغامگير خانه‌ی باباطاهر عريان:

تليفون كرده‌ای جانُم فدايت

الهی من به  قربون صدايت

چو از صحرا بيايُم نازنينُم

فرستم پاسخی از دل برايت

عجیبه 22 اما  
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود                  وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

«حافظ»
رفقا د بدید
روزی میرسد،
که خواهمش یافت...
آن چیز را میگویم،
همان دیگر!
همان که جای خالیش در دلم قلقلکم میدهد! ...

پاسخ
درس ناخوان و موفق ای عجب             می‌نیاسود از ریاضت روز و شب   22
<<رند سمعان>>
resim
پاسخ
 سپاس شده توسط Dr.HR ، .Yasaman.
با آنکه ز ما هيچ زمان ياد نکردي         اي آنکه نرفتي دمي از ياد، کجايي؟
حزين لاهيجي
پاسخ
یك بار هم كه گردنه امن و امان نبود

گرگی به گله می زند و می درد مرا

در این مراقبت چه فریبی است ای تبر

هیزم شكن برای چه می پرورد مرا ؟ 

"زنده یاد حسین منزوی"
جوکر : می دونی چرا از چاقو استفاده می کنم ؟
تفنگ ها خیلی سریعن ، با تفنگ نمی تونی اون حسه طرفت رو درک کنی …
آخه آدما تو لحظه آخر نشون میدن که واقعا کی هستن …
پاسخ
البته او دیده بود لینک فروم                   می نکرد آنجا همی کنکاش و زوم 
<<رند سمعان>>
resim
پاسخ
من بنده آن کسم که بی ماش خوشست

جفت غم آن کسم که تنهاش خوشست

گویند وفای او چه لذت دارد

زآنم خبری نیست جفاهاش خوشست

مولانا
جوکر : می دونی چرا از چاقو استفاده می کنم ؟
تفنگ ها خیلی سریعن ، با تفنگ نمی تونی اون حسه طرفت رو درک کنی …
آخه آدما تو لحظه آخر نشون میدن که واقعا کی هستن …
پاسخ
توانا بود هرکه دانا بود             که انجیر پدر جد خرما بود
resim
پاسخ
در عالم بی‌وفا ،کسی خرم نیست
شادی و نشاط، در بنی‌آدم نیست
آن کس که درین زمانه او را غم نیست
یا آدم نیست، یا از این عالَم نیست
 هلالی جغتایی
جوکر : می دونی چرا از چاقو استفاده می کنم ؟
تفنگ ها خیلی سریعن ، با تفنگ نمی تونی اون حسه طرفت رو درک کنی …
آخه آدما تو لحظه آخر نشون میدن که واقعا کی هستن …
پاسخ
ز همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مُرد !
گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مُرده بود !

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت ؛

قرن ما ،
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا ز خوبی ها تهی است
صحبت از آزادگی ، پاکی ، مروت ابلهی است

صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست
قرن موسی چمبه هاست
روزگار مرگ انسانیت است

من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مردِ در زنجیر ، حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام 
زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم !

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرُست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است ...

"فریدون مشیری"

شعر قشنگیه گفتم شاید کسی نخونده باشه از اینجا بخونه . 22 با عرض پوزش برای برهم زدن نظم مشاعره!
پاسخ




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

انجمن بیکراستریت در یازدهم مرداد ماه سال 95 با هدف افزایش دسترسی مخاطبین و طرفداران شخصیت شرلوک هولمز و کارآگاهان دیگر افتتاح شد
و با قــــدرت به فعالیت خود ادامه میدهد